اندکی « شعر و شور » به جای تلنبار این همه « شعور »  !!!

 

سال هاست - دست کم از سالی پس از دوم خرداد ۱۳۷۶ - که « فلسفه » یا به تعبیر رسانه ای آن ، « اندیشه » بر فضای مطبوعات پیش رو و دگرگونی خواه مان سایه ای سنگین از آن خویش ساخته و بر جای جای صفحات نشریات مان ، جز صفحه های کمی تا قسمتی « زرد » ورزشی چیره شده است.

ما ایرانیان ، در درازای تاریخ پر فراز و فرودمان ، بی گمان از فقر « فلسفی » و « اندیشه » رنج فراوان برده ایم ، اما آیا هنوز گاه آن نرسیده است که اندیشه کنیم که با سنگین ساختن بار « فلسفه » و « اندیشه » بر مطبوعات پیش رو چه به چنگ آورده و چه از دست داده ایم؟!؟

بی گمان ، خواندن کانت ، دکارت ، پوپر ، دریدا ، آدورنو ، راسل ، روسو ، هابرماس و مانند آن برای بخشی از اجتماع عقب نگه داشته شده ی ما نه تنها سودمند ، که قطعن لازم و ضروری است ، اما این همه تلنبار ساختن روزنامه هایی که رسالت نخست شان می بایست به پیش بردن اندیشه ی « توده » ی اجتماع در حال گذار ایرانیان باشد ، از این همه نوشته های سنگین فلسفی ، به راستی چه دستاورد سودمند و دگرگون سازی داشته است؟!؟ دستاوردهای چنین رویکردی در صفحات « اندیشه » ، « جامعه » ، « سیاست » و ... - تا حتا صفحه ی نخست و پایانی روزنامه که بیش ترین جلوه و غمزه را برای جلب و جذب مخاطب دارد - بی گمان زودتر از « یک سوم » و « نیم » سده ( ۳۳ و ۵۰ سال ) رخ نشان نمی دهند !

آیا پیامد چنین رویکردی - گزینش و درج « گزیده ای از کتاب های فلسفه محض ، فلسفه سیاسی و یا جامعه شناسی » - به گریز « توده » ی تاثیر گذار اجتماع از نشریات دگرگونی گرای به اصطلاح « دوم خردادی و اصلاح طلب » و رو آوردن آنان به روزنامه ی « همشهری » ( و پیش تر « ایران » و « جام جم » ) نشده است ؟؟؟

این در حالی ست که « توده » ی مردمان هر اجتماع ، نیاز واقعی خودشان را در صفحات « سیاسی داخلی و خارجی » ، « اجتماعی » ، « زندگی » ، « حوادث » ، « بهداشت و سلامت » ، « دانش و فناوری » ، « سرگرمی » ، « سینما » ، « فرهنگ و هنر » و « کتاب و ادبیات » جست و جو می کنند و برای همین « روزنامه همشهری » تا اندازه ی بسیاری - مگر در زمینه ی رخدادهای سیاسی داخلی !! - به نیازهای آنان پاسخ می دهد.

ایرانیان امروز بیش از این همه تلنبار « شعور » ( به باور برخی : فقط فلسفه !! ) ، به اندکی « شور » نیاز دارند تا از « شیون » بدر آیند. البته این سخن به مذاق دوست داران و شیفتگان و نان خوران از اندیشه ( به باور همانان : فقط فلسفه !!! ) هرگز خوش نخواهد آمد. هر چند هم ایشان نیز بی گمان « جنبش توده » هر اجتماع را اثرگذار تر و ثمربخش تر از « جوشش صرف نخبگان » می دانند و می بینند.

سال هاست که آموخته ام که برای هر سخن باید دست کم یک گواه و سند ارائه کنم تا مخاطب قانع شود. گواه و سند این سخن من در همین « شهریور » داغ ما ایرانیان رخ خواهد نمود.

دو ماهی ست که در انتظار و اشتیاق ارمغانی نوین و بهنگام از « استاد محمدرضا شجریان » و « استاد سیمین بانو بهبهانی » هستم. اثر « سیمین بانو » تا در کرانه ی دور « تهران جلس » بر تنظیم ننشیند و به تارهای حنجره اقبال نیابد ، به گوش و هوش ما مهمان نخواهد شد. اما ارمغان « درخشان و ماندگار » دگرگون ساز « استاد بی همتا ، شجریان شیوا بیان » ، از همین پیرامون تهران - و نه تهرانجلس - میخ کوب و منکوب مان خواهد کرد. 

من این روزها تشنه و مشتاق ساخته ی حماسی و تاریخی شجریان ، این « در دردانه و یگانه ی شهریور داغ » ۱۳۸۸ ایران هستم. سکوت شجریان ، هیچ گاه بی دلیل نبوده و نیست. « سکوت شجریان » ، هرگز از جنس « سکوت سرد زمان » نبوده و نخواهد بود. « سکوت شجریان » ، « سرشار از ناگفته هاست ». این سکوت ، « کسوفی کوتاه و گذرا » ست که همواره خورشیدی داغ و درخشان را در پی داشته است.

این بزرگ مرد موسیقی و آواز ایران زمین ، این در دردانه و بی همتای فرهنگ و هنر این مرز پر فراز و فرود ، « شجریان » ، « چهره ی فراموش ناشدنی شهریور داغ و تاریخی » ۱۳۸۸ ایران و گواه و سند من در سخن امروزم : لزوم « تکیه بر توده ( و نه دل خوش ساختن صرف به نخبه و شبه نخبه ) » خواهد بود.

از نگاه رسانه ای « چهره ی امرداد ماه داغ ۸۸ » ، « مهدی کروبی » بود؛ من « چهره ی فراموش نشدنی شهریور داغ ۸۸ » را استاد مولف و دگرگون ساز موسیقی و آواز ایرانی ، « محمدرضا شجریان » می دانم. اثر نوین او ، از دیدگاه من ، جلوه ای از « موسیقی درمانی ( Music Therapy ) { نه فردی یا گروهی که ملی و فرا ملی } » خواهد بود.

« موسیقی درمانی » ، اگر فراتر از « کتاب درمانی » و « فیلم درمانی » نباشد ، بی گمان فروتر هم نیست. به باور من ، روان پزشک می بایست پشتوانه ای نیرومند تر و فرا تر از « دارو درمانی » و « روان درمانی ( فردی و گروهی ) » داشته باشد. 

بی گمان ، در چنین فضای « فلسفه شیفته » ی چند ساله ی اخیر روزنامه نگاری ایران ، که هر آن که می خواهد خود را دانا و ژرف نگر بشناساند ، باید چند نوشته ی فلسفی و شبه فلسفی هم از خویش صادر کرده باشد ، سخن گفتن از « اندکی شعر و شور به جای تلنبار این همه شعور » جسارت فراوان و گستاخی گران می خواهد که ژنوم آغشته به نارسی سیزم پر رنگ بختیاری و « زندگی بازیچه بینی » شخصیت افسرده خویی و انتقاد گرایی ، آن را به خوبی فراهم می آورد.

در انتظار گواه و سند درستی و راستی سخن امروز من - اندکی « شعر و شور » به جای تلنبار این همه « شعور » - باشید که تا « شعر و شور درخشان شهریور » اندکی باز نمانده است. 

 

دوره های گذار و پختگی ( بلوغ و دگرگونی ) شخصیتی آدمیان

 

 

دوره ی گذار نخست در اوایل بزرگ سالی : هفده تا بیست و دو سالی 

دوره ی گذار دوم در سی سالگی : بیست و هشت تا سی و دو سالگی

دوره ی گذار سوم در میان سالی : چهل تا چهل و پنج سالگی

دوره ی گذار چهارم در پنجاه سالگی : پنجاه تا پنجاه و پنج سالگی

دوره ی گذار پنجم در پایان بزرگ سالی : شصت تا شصت و پنج سالگی

مراحل رشد روانی - اجتماعی آدمی به باور اریکسون

 

 

یک - اعتماد در برابر بی اعتمادی  : از هنگام زاده شدن

دو - خود مختاری در برابر شرم و تردید : از هژده ماهگی

سه - ابتکار در برابر احساس گناه : از سه سالگی

چهار - جدیت و سخت کوشی در برابراحساس حقارت و فرومایگی : از پنج سالگی

پنج - هویت ایگو در برابر سردرگمی نقش : از سیزده سالگی

شش - صمیمیت در برابر انزوا : از بیست سالگی

هفت - مولد بودن در برابر بی حاصلی و بحران میان سالی : از چهل سالگی

هشت - یکپارچگی ایگو در برابر یاس و ناامیدی : از شصت سالگی

ریشه های روان شناختی خشونت و پرخاشگری

 

 

کم توانی ذهنی و هوشی 

اختلال بیش فعالی – کم توجهی

اختلال سلوک

اختلالات شناختی : دمانس و دلیریوم

اسکیزوفرنی و دیگر اختلالات سایکوتیک

اختلالات خلقی : افسردگی های یک و دو قطبی ، موارد ناشی از بیماری های تنی و مصرف مواد

اختلال انفجاری متناوب

اختلال سازگاری با اختلال سلوک

اختلالات شخصیت

اختلالات شخصیت ناشی از مواد یا بیماری تنی

رفتار ضد اجتماعی در کودکی ، نوجوانی یا بزرگ سالی

فشار فلج کننده ی روانی و محیطی

 : V – code problems  

 

مشکلات ارتباطی بین افراد

غفلت یا سوء استفاده

عدم رعایت درمان

تمارض

کردارهای ضد اجتماعی کودکان ، نوجوانان و بزرگ سالان

اختلال کارکرد ذهنی ( هوشی ) مرزی

افت کارکرد شناختی وابسته به سن

داغ دیدگی

مشکلات تحصیلی ، حرفه ای ، هویتی ، معنوی ، فرهنگ پذیری ، مرحله ی زندگی  

بیش از 120 پزشک و استاد دانشگاه خواستار شناسایی و محاکمه عاملان و آمران فجایع حوادث اخیر شدند

 

 

روزنامه جمهوری اسلامی ( دوشنبه ۲۶ مرداد ۱۳۸۸ ) - بخش خبري :

 

بيش از 120 پزشك و استاد دانشگاه در مورد رويدادهاي پس از انتخابات دهمين دوره رياست جمهوري بيانيه اي منتشر كردند. در اين بيانيه ضمن اعتراض به رفتارهاي ناشايست و خشن با معترضين به نتيجه انتخابات بر شناسايي و محاكمه عاملان و آمران فجايع حوادث اخير تاكيد شده است .
در اين بيانيه آمده است : نظر به اهميت و نقش بي نظير انسان و سالم در تامين توسعه پايدار و عادلانه در كشور بي شك اگر اين سرمايه انساني و اجتماعي ناديده گرفته شود و يا كم انگاشته شود شيرازه نظام ملي در معرض آسيب و تهديد جدي قرار خواهد گرفت .
ملت فهيم و معزز ايران روز جمعه بيست و دوم خرداد ماه 88 فارغ از تعلقات و گرايش هاي فكري و سياسي صرفا با استناد به ضرورت بهره گيري از حقوق شهروندي شان براي تعيين سرنوشت اجتماعي و سياسي كشور با شور و شوقي وصف ناپذير در انتخابات دهمين دوره رياست جمهوري مشاركت جسته و قدرت ملي ايران را در عرصه بين المللي نشان دادند.
مردم هوشمند ما با حضور شكوهمند خويش در اين انتخابات به تكليف شهروندي عمل كرده و صبغه جمهوريت نظام سياسي كشور را بيش از پيش تقويت نمودند. به يقين اين اميد نيز در رخسار ملت مشهود بود كه به سياق سابق خواهان پاسداري از آراي خود هستند و بر آنند كه دستاورد حضورشان آنانرا در رسيدن به جامعه اي آزاد ياري رساند.
با اظهار تاسف از حوادث غمباري كه به موجب ضعف تدبير و خروج از انصاف و داد در تامين حقوق حقه بخش عظيمي از راي دهندگان رخ داد متاسفانه شاهد آن هستيم كه شيريني مشاركت فوج فوج آحاد قشرها و گروه هاي اجتماعي در انتخابات دوره دهم رياست جمهوري به كام همه اعم از مردم و مسئولان تلخ شد.
رفتار مسئولان و برخي از افراد و گروههاي غير رسمي سبب توهين به حرمت منتقدان و معترضان شد و در بسياري از موارد آسيب هاي جسماني و رواني شهروندان را در پي داشت و سلامت مردم را به مخاطره افكند.
امضا كنندگان اين بيانيه به سبب دانش خود در حوزه پزشكي به شدت نگران لطماتي هستند كه به سلامت جسماني رواني اجتماعي و معنوي شهروندان و جامعه وارد مي شود. يقينا فراگيري اين آسيب ها در دايره معترضين به نتيجه انتخابات دهم رياست جمهوري محدود نشده بلكه گريبان همه اعم از مسئولين و مردم ايران را خواهد گرفت بلاشك علاوه بر بازداشت شدگان معترض كه در معرض برخوردهاي شديد فيزيكي و روحي قرار مي گيرند ساير مردم نيز به موجب حس محبت به هموطنان دچار دلمردگي ياس و آسيب رواني و اجتماعي و حتي اختلالات روان تني مي شوند.
چگونه مي توان به دنبال بسيج همه امكانات ظرفيت ها و قابليت ها براي جامه عمل پوشاندن و تحقق توسعه و عدالت بود. ليكن از بديهي ترين لوازم آن كه حضور انسان سالم در جامعه سالم است چشم پوشي نمود
نگارندگان اين بيانيه كه هر يك عضوي از جامعه پزشكي و دانشگاهي كشور بوده و دغدغه حفظ سلامت همه جانبه اهالي اين مرز و بوم را دارند ضمن پشتيباني از نامه هاي سرگشاده استاد فرزانه جناب آقاي دكتر ايرج فاضل و برخي از بزرگان جامعه حقوقي كشور در مذمت رفتارهاي ناشايست و خشن با معترضين به نتيجه انتخابات و اعلام ابراز ناخشنودي دردمندانه نسبت به فجايعي كه در هفته هاي اخير اتفاق افتاده و همدردي سوگوارانه با خانواده هاي شهدا و زندانيان و آسيب ديدگان اين وقايع و ضرورت پرهيز از آن را تاكيد مي نمايند. همچنين مصرانه از دست اندركاران امور در كشور مي خواهند كه از طريق شناسايي و محاكمه آمرين و عاملين اين جنايات و توقف اخذ اعتراف در شرايط غير عادي رواني و جسمي از زندانيان و عدم پخش آن از تلويزيون كه آثار سو رواني بر جامعه خواهد داشت و توقف دستگيري افراد خوشنام و خدمتگزار و آزادي هر چه سريعتر زندانيان سياسي سبب رفع تنش و خشونت در كشور گردند.
در پايان لازم به تاكيد است كه از اين پس در بررسي صلاحيت افرادي كه عهده دار مسئوليتهاي كليدي كشور خواهند شد لازم است سلامت رواني آنها توسط يك كميته آگاه و مورد تائيد جامعه پزشكي مدنظر قرار گيرد.
دكتر رضا ملك زاده ـ دكتر علي نوبت ـ دكتر سيدعلي ملك حسيني ـ دكتر حسن عارفي ـ دكتر مسلم بهادري ـ دكتر مصطفي معين ـ دكتر بهروز برومند ـ دكتر مسعود كنزي ـ دكتر احمدعلي نوربالا ـ دكتر محمدرضا ظفرقندي ـ دكتر محمدحسين ماندگار دكتر اصغر آقامحمدي دكتر بهزاد آرمين دكتر علي امامي ميبدي دكتر غلامرضا انصاري دكتر فرساد ايماني دكتر حسن ارگاني دكتر محمدعلي بيطرف دكتر فرهاد بي نياز دكتر حسين بنازاده دكتر مليحه برازنده دكتر علي پورفتح الله دكتر علي جوادزاده دكتر كوروش جعفريان دكتر انوشه حقيقي دكتر رضا فريدحسيني دكتر جمشيد حاجتي دكتر مرتضي خسروآبادي دكتر مرتضي خيرآبادي دكتر عبدالرضا شيخ رضايي دكتر اصغر راميار دكتر جهانگير رافت دكتر هادي روزبه دكتر علي حاج زينعلي دكتر فريدون سيامك نژاد دكتر ميرمصطفي سادات دكتر عباس سليماني دكتر رسول ميرشريفي دكتر كاظم آشفته دكتر ابوالقاسم اباسهل دكتر زهرا احمدي نژاد دكتر مصطفي آقامحمدي دكتر رحيم آقازاده دكتر حسين برادران دكتر محمد بيات دكتر حسين علي بخشي دكتر فرشته بقايي دكتر مرتضي تقوي دكتر سيدعلي جزايري دكتر محمدمهدي حفيظي دكتر ايرج حريرچي دكتر اكبر حسيني دكتر سيدمحمدرضا خاتمي دكترمحمدرضا خواجوي دكتر شهاب دولتشاهي دكتر خسرو رهبر دكتر احمدرضا روفيگري دكتر هوشنگ اميررسولي دكتر علي زماني دكتر سعيد سمنانيان دكتر جواد سليمي دكتر علي كاظمي سعيد دكتر مجتبي سالاري فر دكتر صديقه شمس دكتر علي شكوري راد دكتر شهباز خاني دكتر ابوالفضل شجاعي فر دكتر محمدعلي صحرائيان دكتر عباس صابري دكتر سياوش صحت دكتر محمد طائب پور دكتر علوي دكتر جمشيد عليزاده دكتر هادي غفراني دكتر سهيل فدايي دكتر جعفر فره وش دكتر حسين فروتن دكتر سيدمحمد قدسي دكتر زرين تاج كيهاني دوست دكتر عباس كبريايي زاده دكتر مرتضي كلهر دكتر كلاني دكتر ليلي كوچك زاده دكتر محمدصالح گنجويان دكتر مجتبي ميري دكتر مجيد معيني دكتر محمود معتمدي دكتر افلاطون مهرآئين دكتر داود منادي زاده دكتر محمدرضا نيكوبخت دكتر اتابك نجفي دكتر شاكري دكتر محمد شيراني دكتر كوروش شهبازي دكتر محمدعلي صديقي گيلاني دكتر سعيدصادقيان دكتر وحيد ضيايي دكتر محمدرضا عباسي دكتر عزت اله عبدي دكتر محبوبه حاج عبدالباقي دكتر حسين فائزي پور دكتر فيروز فصيحي دكتر عليرضا فرزاد دكتر حسين قليچ نيا دكتر عسگر قرباني دكتر عليرضا كريمي يزدي دكتر محمد كاخكي دكتر رضا رئيس كرمي دكتر كريميان دكتر ابراهيم كسائيان دكتر محمدقاسم محسني دكتر علي ميرمظفري دكتر عليرضا مفيد دكتر مجتبي مجتهدزاده دكتر فريدون معماري دكتر رسول ميرشريفي دكتر ايرج نجفي دكتر منصور نصيري كاشاني دكتر فرهاد واعظ زاده دكتر محمدرضا يزدان خواه دكتر علي يعقوبي و تعداد كثيري از امضا همكاران ارجمند

سفر به کرانه ی آب و آفتاب و آرامش ( مالدیو ) : بخش دوازدهم

 

 

 

تاکسی های دریایی مالدیو ( maldives taxis )

 

در بیرون از سالن ترانزیت فرودگاه مالدیو ، مسافران مشغول گفت و گو با غرفه های هتل های گوناگون بودند. ما در همان آژانس بومرنگ تهران ، هتل یعنی همان جزیره ی خودمان را برگزیده بودیم.

هتل ( ریزورت : Resort ) ما ، هتل - جزیره ی بهشت یا پارادایس ( Paradise resort ) بود که نزدیک ترین هتل - جزیره به جزیره ی فرودگاه و نیز جزیره ی پای تخت : ماله بود.

البته ما Resort های دیگری را پسندیده بودیم اما فاصله ی آن ها از فرودگاه دور بود و هزینه ی انتقال از فرودگاه به آن جزایر با خود مسافران بود که با تاکسی های هوایی ( هواپیماهای یک یا دو موتوره ی ملخی سرخ فام ) از ۸۰ تا ۲۰۰ دلار برای هر نفر تمام می شد و با کشتی های تندرو هم چند ده دلار و البته ۴ تا ۸ ساعت سفر دریایی - چه در رفت و چه در برگشت - هزینه داشت و از زمان سکونت و آرامش یابی در هتل می کاست.

 

Maldives Full Moon Resort هتل - جزیره ی فول مون شراتون مالدیو

 

دلمان می خواست دست کم در Fullmoon resort یا Taj Exotica اقامت کنیم که به دلیل دیر جنبیدن در برگزیدن مالدیو به جای سیشل ، ممکن نشد.

 

هتل - جزیره ی لوکس تاج اگزوتیکای مالدیو  Maldives Taj Exotica Resort

 

به هر حال قسمت چنین بود که به Paradise resort برویم.  

بد هم نبود؛ البته بهای کلبه های لوکس آن که کف شیشه ای برای تماشای شبانه روز اقیانوس و ماهی های جورواجور آن داشتند ، بسیار بالاتر از کلبه های سیمانی سپیدفام ما بود که دورتادور جزیره با فاصله های سه چهار متری ساخته شده بودند.

تنها اشکال Paradise resort ، پرواز چند ساعت یک بار خطوط هوایی اروپایی ، امارات و قطر از فراز آن بود؛ هر چند این قضیه برای ما ایرانی ها که به آرامش بیش از اندازه خو نگرفته ایم ، خیلی هم بد نخواهد بود ! به ویژه که این مسئله به هیچ وجه آزار دهنده و مانع ریلکسیشن مهمانان نبوده و نیست.

 

هتل - جزیره ی پارادایس مالدیو Paradise resort in Maldives 

 

 

این نوشته ادامه دارد ................

سفر به کرانه ی آب و آفتاب و آرامش ( مالدیو ) : بخش یازدهم

 

 

 

فرودگاه ماله ( پای تخت مالدیو )

 

 

بالاخره هواپیمای مان به فراز سواحل و جریزه های مرجانی مالدیو رسید.

کشوری با بیش از ۲۲۰ جزیره که برخی از آنان بسیار کوچک و غیر مسکونی اند.

بر روی برخی از جزیره های مرجانی ، تنها نقطه ای کوچک از خاک سفید ساحلی دیده می شد که شاید به اندازه ی جای نشستن دو نفر بود.

هواپیما با سرعت از فراز جزیره ها می گذشت و به فرودگاه ساحلی ماله نزدیک می شد. مسافران کم کم از خواب بیدار می شدند و شیفته ی چشم انداز زیبا و گیرای مالدیو می شدند. اغلب از سفر چند ساعته ای که از دوحه تا ماله داشتند ، خسته شده بودند.

هواپیما به جزیره ی فرودگاهی مالدیو نزدیک شد. به یاد کتاب « پرواز ۷۱۴ » از سری کتاب های « ماجراهای تن تن و میلو » افتادم: هواپیمای غول پیکر چه گونه می خواهد در این فرودگاه کوچک فرود آید ؟!؟

اما خلبان با مهارت بود و هواپیما را به آسانی در میان راه دراز و باریک بر آسفالت خیس از باران اقیانوسی و استوایی نشاند.

کمی آن سو تر از باند ، آب های اقیانوسی بود که به زیر اسکی های هواپیماهای آب نشین و آب پرواز ملخی تک موتوره و دو متوره ی سرخ رنگ می خورد که بعدن فهمیدم که هواپیماهای اجاره ای گردشگران خارجی برای عکاسی هوایی از جزیره های تسبیح گونه و پهلو به پهلوی مالدیو و نیز تاکسی های هوایی برای رساندن مسافران به جزیره های دوردست هستند.

 

خط هوایی مالدیو

 

هواپیماهای ملخی دو موتوره ی زرد رنگ و بزرگ تر بر روی باند ، از آن خط هوایی مالدیو بود که بعدها دانستم که ساکنان جزیره های دوردست را به جزیره ی پای تخت و دیگر جزیره ها می برد و می آورد. چند روز بعد گارسون میزمان که اهل جنوبی ترین جزیره بود برایم گفت که پرواز از جزیره ی او تا پای تخت - ماله - بیش از دو ساعت به درازا می کشد.

در هواپیما باز شد و مسافران آهسته و آرام از هواپیما پیاده شدند.

در هواپیما من و همسرم و یک زن و شوهر جوان دیگر از ایران آمده بودند. دیگر مسافران ، برخی مردمان خود مالدیو بودند و برخی از کشورهای آسیایی پیرامون مالدیو آمده بودند؛ اما بیشتر مسافران مردمان اروپای غربی ، شرقی و آمریکا بودند.

کنار هواپیمای ما و کمی پیش از آن ، هواپیمای ایرباس غول پیکر خطوط هوایی امارات فرود آمده بود.

یک زن و شوهر ایرانی هم در میان مسافران آن بودند.

خوش بختانه در فرودگاه مالدیو به شمار فراوانی از هم میهنان ارجمند ، برخورد نمی کنید !

از این رو مالدیو جایگاه مناسبی برای ریلکسیشن و مدی تیشن است.

و سی شل ، که از مالدیو چند چندان بهتر است ، چون به همان شمار انگشت شمار از هم میهنان نیز بر نخواهید خورد؛ مگر آن که از ایرانیان ساکن اروپا باشند !!

آنان که سفرنامه ام به تایلند - « سفر به مرز ممنوعه ، سرزمین روسپیان رو سپید » - را خوانده باشند و یا در تعطیلات نوروزی یا پایان تابستان راهی دوبی و یا ترکیه و ... شده اند ، راز دوری گزینی همیشگی من از هم میهنان ارجمند این روزگاران مان را نیک می دانند. آنان که نمی دانند خوب می توانند آن سفرنامه را به دقت به چشم و ذهن بسپارند !!!

اندازه ای از دلارهایی را که با خود برده بودیم ، بی دلیل به روفیه ( روپیه ی عربی شده ی جمهوری اسلامی مالدیو ) برگرداندیم؛ بی دلیل از این که در همه ی جزیره های جمهوری اسلامی مالدیو ، گرایش همگان حتا مردمان فرودست جزیره های بومی نشین بدان است که محور داد و ستدهای شان ، نه پول ملی که « آقای دلار » باشد.

 

 تاکسی های هوایی مالدیو   

 

 

این نوشته ادامه دارد ......

شخصیت و ما ایرانیان ( بخش نهم ) : صفحه ی پزشکی روزنامه ی اعتماد

 

شخصیت و ما ایرانیان - بخش نهم

 

ویژگی های  شخصیتی در خود مانده – تنهایی گزین ( بخش دوم )

 

غرقه در فلسفه یا فلسفیدن 

 

  

*دکتر بهنام اوحدی

 

 

 

 

شخصیت های اسکیزوئید در زندگی خصوصی شان تنهایی گزین هستند و دلبستگی بسیاری به حیوانات - به ویژه سگ و گربه و اسب – دارند و به جانوران و گیاهان بر خلاف آدمیان به سادگی عشقی سرشار و فراوان پیدا می کنند. البته شخصیت های افسرده ، وابسته ، مردم گریز – پرهیز مدار ، بدگمان ( پارانوئید ) ، خودشیفته ( نارسی سیستیک ) ، مرزی – آشفته ( بوردرلاین ) ، نمایشگر ( هیستریونیک ) نیز می توانند به سوی پیوند و دلبستگی یافتن به حیوانات گرایشی استوار پیدا کنند. در کنار حیوانات اهلی و خانگی ، کتاب ، فیلم ، موسیقی ، و آثارهنری همچون نقاشی نیز در گروه همدمان و مرحمان اسکیزوئیدها در کاخ دلنشین و تاریکخانه ی رویایی شان قرار می گیرند . البته نه هر کتاب و فیلم و موسیقی و نقاشی ای ؛ که آثاری ارزشمند و فاخر. در اتاق شخصی اینان بایگانی ای جاری از کتاب های ادبی ، تاریخی ، سیاسی ، فلسفی ، روان شناسی ، جامعه شناسی ، هنری ، و ...... به همراه آرشیوی از فیلم های شبه فلسفی و روان شناسانه ، در کنار موسیقی های ماندگار کلاسیک جهان و میهن در هم انباشته شده است. تابلوهای نقاشی با سبک های مورد پسند فرد – از رمانتیزم ، کلاسیسیزم ، و رئالیزم تا امپرسیونیزم و سورئالیزم – در تاریکخانه ی دلنشین و کاخ تنهایی های رویایی او دیده می شوند. همه ی این سلیقه ها در سطحی والا مقام و فاخر وجود دارند. اسکیزوئید ایرانی در آواز از تاج و بنان و شجریان فروتر نمی نشیند. اگر گوش به موسیقی رپ زیر زمینی هم می سپارد ، ذهنش را هوشیار به درون مایه ها ، انگیزه ها ، خاستگاه ها و نیز برآمدهای روانی - اجتماعی و فلسفی آن می دارد. نگاه و ذهن اسکیزوئید در هر چیز به سوی فلسفه ی پنهان در پشت آن بوده و هست. اسکیزوئیدها نگرشی فلسفی و ذهنی فیلسوفانه دارند هر چند مستعد آن هستند که در فلسفیدن شناور و سرگردان شوند. بدین ترتیب استاد دچار اختلال شخصیت و یا ویژگی پر رنگ اسکیزوئید بخواهد و نخواهد دل از کف دانشجوی شیفته ی دانایی و اندیشه می برد ، اما این دل دادگی گذرا و آرمان گرایانه اغلب نمی تواند بنیادی ماندگار و استوار برای پی افکندن ساختار خوشبختی و شادکامی در زناشویی استاد و شاگرد بشود. مگر آن که شاگرد نیز همچون استاد دارای ویژگی های پر رنگ و یا اختلال شخصیت اسکیزوئید باشد. واقعیت دردسر ساز این است که استادان و اندیشمندان اسکیزوئید فراوان در کانون توجه ، تنوع طلبی و هیجان خواهی دانشجویان دارای ویژگی های پر رنگ و اختلال شخصیت نمایشگر ( هیستریونیک ) قرار می گیرند.

اسکیزوئید ها فراوان غرق در رویا می شوند اما واقعیت سنجی خود را از دست نمی دهند. اینان از هیچ کاری لذت نمی برند یا فقط از کارهای اندکی خوششان می آید. به جز بستگان درجه نخست هیچ دوست صمیمی یا کاملا مورد اطمینانی ندارند. به انتقاد و خرده گیری و حتی هر گونه ستایش دیگران بی اعتنا و بی تفاوتند. کوشش دیگران در تحقیر اینان چندان اثرگذار نیست. کلام دیگران چه بسا در گوش اینان فرو نمی رود ، و آن هنگام نیز که فرو می رود ، بی درنگ و شتابان از همان گوش یا دیگری برون می آید ! از این رو قضاوت دیگران راهکارها و راهبردهای شان را خیلی دگرگون نمی کند. اینان شناور بر موج های رویاها ، اندیشه ها و ذهنیات خود هستند.  اسکیزوئید ها از آن جا که از نظر هیجانی سرد و بی اعتنا هستند و کردار پرخاشگرانه ی چندانی در مجموعه ی واکنش های معمول آن ها وجود ندارد ، چنان چه با تهدید و خطری واقعی و حتا خیالی رو به رو شوند ، بیشتر یا به تسلیم و رضا تن می دهند و یا در خیال و گمان های ابرتوانایی و همه کارتوانی (Omnipotent)  فرو می روند. البته اگر این تهدید به گونه ای جدی جان ، ناموس ، یا کاشانه ی اینان را در خطر نابودی و از دست رفتن قرار دهد ، درست همانند ریاضی دان  اسکیزوئید – آسپرگر ( دیوید سامنر ) فیلم « سگ های پوشالی ( STRAW DOGS  ) » ، با بازی درخشان و ماندگار داستین هافمن در نقش دیوید سامنر ، به خشونت و پرخاشگری ای بی کران و فراوان دست می یازند که به آسانی پایان نمی یابد. هر چه درون مایه های شخصیتی پارانوئید در افراد اسکیزوئید ژرف تر و گسترده تر باشد ، این تحریک پذیری ، خشونت و پرخاشگری شدیدتر و حادثه ساز تر است.   

بديهي و روشن است كه شخصيت اسكيزوئيد نبايد با اختلال اسكيزوفرني اشتباه شده و يكي در نظر گرفته شود. نیز اختلال شخصیت اسکیزوئید می تواند بسیار شبیه اختلال شخصیت های پارانوئید ، اسکیزوتایپال ، پرهیز گرا – مردم گریز ، و یا نظام مند – چارچوب مدار ( وسواسی – جبری ) نمایان شود و یا با ویژگی هایی پر رنگ از این ها همراه و به هم سرشته گردد.

در ساختار « سرشت » شخصیت اسکیزوئید ، نو خواهی ( تازه و تنوع طلبی ) همانند وابستگی به پاداش ، و آسیب گریزی پایین و اندک است ، اما پشتکار این افراد میانه ی رو به بسیار است. سامانه ی « منش » آن ها را نیز می توان با خود راه بری بالا ، و خودفرا روی و همکاری پایین و اندک شناساند.  

 

معیارهای تشخیصی اختلال شخصیت اسکیزوئید در چهارمین ویرایش کتابچه ی تشخیصی و آماری اختلالات روانی ( DSM-IV-TR  ) عبارت است از :

 

الف ) گسستگی از روابط اجتماعی و محدود بودن طیف احساسات و هیجان های ابراز شده در روابط بین فردی به صورت الگویی ژرف و فراگیر که از اوایل بزرگسالی آغاز شده باشد و در زمینه های گوناگون به چشم آید ، که نشانه اش وجود دست کم چهار تا از موارد زیر است :

1 ) نه میلی به برقرار کردن روابط صمیمی و نزدیک داشته باشد و نه از این گونه روابط لذت ببرد ؛ این امر شامل عضویت در یک خانواده هم هست.

2) تقریبا همیشه کنش ( فعالیت ) های تکی را برتری بخشد.

3) به داشتن روابط جنسی با کس دیگری هیچ گونه دلبستگی ای نداشته  ، یا علاقه ی بسیار کمی داشته باشد.

4) از هیچ کاری لذت نبرد ، یا فقط از کارهای اندکی خوشش بیاید.

5) به جز بستگان درجه نخست ، هیچ دوست نزدیک ، صمیمی یا مورد اطمینانی نداشته باشد.

6) به ستایش یا خرده گیری دیگران بی اعتنا و بی تفاوت باشد.

7 ) از لحاظ  هیجانی ، سرد ، بی اعتنا و از نظر عاطفی تخت ( Flat  ) باشد.

ب ) این حالات به گونه ای انحصاری و فقط در سیر اسکیزوفرنی ، یک اختلال خلقی با ویژگی های روان پریشانه ( سایکوتیک ) ، دیگر اختلالات روان پریشانه ( سایکوتیک ) ، یا یکی از اختلالات ژرف و فراگیر رشد ( مانند اوتیزم ، آسپرگر و .......... ) رخ نداده باشد ، و برآمده از اثرات جسمی مستقیم یک بیماری طبی فراگیر تنی نباشد.

نکته : اگر این معیارها پیش از آغاز اسکیزوفرنی وجود داشته باشند ، قید « پیش مرضی » را باید افزود؛ برای نمونه : « اختلال شخصیت اسکیزوئید ( پیش مرضی ) ».

 

 

 *روان پزشک و درمانگر مشکلات جنسی ، زناشویی و خانوادگی

شخصیت و ما ایرانیان ( بخش هشتم ) : صفحه ی پزشکی روزنامه ی اعتماد

 

 شخصیت و ما ایرانیان - بخش هشتم

 

آشنایی با شخصیت تنهایی گزین ، در خودمانده ( اسکیزوئید ) - بخش نخست

 

 

رویا نشینان کاخ تنهایی

 

دکتر بهنام اوحدی *

 

یک ویژگی بارز و همیشگی دارندگان این شخصیت  - که در دسته ی شخصیت های جدا و تنها ، خاص ، دارای گونه ای زندگی خصوصی ، عجیب و غریب ، و سرد از لحاظ هیجانی  ( کلاستر A  ) طبقه بندی شده است - گوشه گیری و انزوای اجتماعی است.

فرد دارای این شخصیت از برخوردها و برهم کنش های انسانی خشنود نمی شود و در موارد اختلال این شخصیت حتا ناراحت هم می شود. شخصیت اسکیزوئید تنها و درون گراست و از تنهایی لذت می برد. حالت عاطفی این شخصیت ، کند و محدود و سرد است.دیگران این گونه آدم ها را عجیب – نامعمول و نامتعارف –گوشه گیر و تک رو می دانند.

این شخصیت برخلاف شخصیت نمایشی ( هیستریونیک ) ، در مردان بیشتر و دو تا سه برابر زنان گزارش شده است.

افراد دارای شخصیت اسکیزوئید جذب مشاغل انفرادی می شوند. بسیاری از آن ها شب کاری را بر کار روزانه ترجیح می دهند تا مجبور نباشند با افراد زیادی برخورد کنند.بسیاری از سردی و نجوشی افراد دارای شخصیت اسکیزوئید ناراحت می شوند و توان تحمل آن ها را ندارند.

شوخ و شاد و شنگول بودن برای افراد دارای شکل خالص « اختلال » این شخصیت دشوار است. اسکیزوئید ها سرشان در لاک خودشان است و به هیچ وجه نیاز یا اشتیاقی به داشتن پیوندهای عاطفی با دیگران نشان نمی دهند.آن ها هیچ توجهی به رخدادهای روزمره و دلبستگی های دیگران نشان نمی دهند. این افراد حتا نمی توانند خشم خود را به گونه ی مستقیم ابراز کنند.

اسکیزوئیدها دیرتر از همه به دگرگونی های مد در جامعه تن می دهند. افراد اسکیزوئید اغلب در سخن گفتن پیش دستی نمی کنند و چندان اجتماعی ، عاطفی ، پر شور و هیجان ، گرم و احساساتی به نظر نمی رسند. از این رو در زندگی  زناشویی شان دچار مشکلات فراوانی می شوند ، مگر این که با فردی دارای ویژگی های پر رنگ و یا اختلال شخصیت کلاستر A  و تنهایی گزین ( اسکیزوئید ) ازدواج کنند. مشکل این جاست که افراد دارای شخصیت اسکیزوئید در عمل همانند دو شخصیت دیگر کلاستر A  - بدگمان ( پارانوئید ) و خرافه مدار ( اسکیزوتایپال ) – به دنبال باور ذهنی ای می روند که با ازدواج با افراد داری ویژگی های پر رنگ و حتا اختلال شخصیت های کلاستر B  و به ویژه هیستریونیک ، و یا وابسته ، ناداشته ها و کاستی های عاطفی -هیجانی شان را به گمان خود جبران نموده و خانواده ی در پیش روی خودشان را به تعادل لازم برسانند. البته چنین پندارهایی برای پدید آوردن تعادل و توازن مناسب و مطلوب در بیشتر آدمیان پیدا یا پنهان به چشم آشنا می آید. کاملا هویداست که وجود زمینه و درون مایه ای پر رنگ از صفات و اختلالات شخصیتی کلاستر B   و به ویژه نمایشگر ( هیستریونیک ) و مرزی ، آشفته و آشوبناک ( بوردرلاین ) در همسر یک نفر اسکیزوئید چه ناهمخوانی و بی توازنی در کانون زندگی مشترک و روابط زناشویی اینان پدید می آورد. به ویژه این که در بسیاری موارد افراد اسکیزوئید همزمان دارای ویژگی هایی کمرنگ یا پر رنگ – گاه حتی تا اندازه ی اختلال - از شخصیت بد گمان ( پارانوئید ) هستند. زندگی جنسی اسکیزوئیدها ممکن است منحصرا در خیال و رویا طی شود و هربار برقراری و آغاز روابط جنسی  را به وقتی دیگر موکول کنند.مردان دارای این شخصیت  - به ویژه در اشکال پررنگ و خالص – ممکن است هیچ گاه ازدواج نکنند ،چون نمی توانند با کسی آن چنان صمیمی شوند که او را کاخ زیبا و دلچسب تنهایی خود راه دهند. افراد اسکیزوئید ممکن است با ویژگی های درخودمانده ی خویش هنگام ازدواج تنها شیفته ی یک صفت یا یک جنبه از فرد مقابل شوند و فقط با تمرکزی ژرف بر مثلا چشم ، چانه ، بینی ، گونه یا لب او دچار دلبستگی و شیفتگی خیال انگیز و رویایی شوند و خواست و آمادگی همه سویه ی خود را برای ازدواج با او اعلام نمایند. حتی ممکن است در ستایش از آن گونه ، لب و یا چشم قطعه ای ادبی یا اثری هنری بیافریند تا پاسخ مثبت معشوق را تضمین کند. در عمل چنین کرداری در کوتاه مدت به فرجامی دلخواه ایشان می انجامد اما در دراز مدت پشیمانی و هزینه ای گزاف بر دو نفر و خانواده های شان تحمیل می کند. دانایی و فرزانگی شخصیت های اسکیزوئید و گستردگی و ژرفای دانسته ها و آموخته های آن ها به ویژه می تواند برای افراد دارای ویژگی ها و اختلال شخصیت نمایشگر ( هیستریونیک ) – که همواره تشنه ی هیجان و جویای انگیختگی هستند – بسیار دلنشین و گیرا باشد. به ویژه آن که یک فرد اسکیزوئید هنگام عاشق شدن از چارچوب قالبی و کلیشه ای معمول خود برون آمده و شتابان و به یکباره فرسنگ ها فراتر از توانایی ها و گنجایش های عاطفی - هیجانی می رود. این فرد اسکیزوئید در چنین شور و مستی و شیفتگی ای از همه ی دانسته ها ، خوانده ها ، دیده ها ، شنیده ها و خیال پردازی های خود سود می جوید تا دل از معشوق برباید و او را با خود و برای همیشه به گوشه ی کاخ تنهایی دلنشین و دوست داشتنی خود برده ، راز دل گشاید و کام ماندگار گیرد. افسوس که فرد تنهایی گزین و در خودمانده ، پس از سپری شدن دوران پر شور و مستی نه دیگر راز دل می گشاید و نه سودای کام گرفتن بر ذهن درخودمانده ی درگیر گمان و اندیشه ی خویش استوار می دارد. کاخ تنهایی اسکیزوئیدها درون ذهن آن ها بنیاد نهاده شده است؛ در افراد دچار اختلال بسیار فراتر و بیشتر از دارندگان ویژگی. تکلیف تشنگی سیراب ناپذیر همسر دارای ویژگی های نمایشگر ( هیستریونیک ) به هیجان و تازگی روشن تر و نمایان تر از خورشید است !

فرجام ناخوشایند و بدپایان پیمان زناشویی بستن مردی اسکیزوئید با خانمی هیستریونیک در فیلم های بسیاری به نمایش در آمده است که همگی بیان تراژدی هستند. فیلم هایی همچون  « سگ های پوشالی ( STRAW DOGS  ) » ، « مادام بوواری ( MADAME BOVARY ) » ، « خیابان هانوور  HANOVER STREET  )   ( » ، « ماری آنتوانت ( MARIE ANTOINETTE  ) » . سرنوشت ازدواج خانمی اسکیزوئید با مردی مرزی – آشفته ( بوردرلاین ) با درون مایه های ژرف و گسترده ی خودشیفته ( نارسی سیستیک ) را نیز می توان در فیلم هایی همچون ساخته ی گویا و گیرای وودی آلن « امتیاز نهایی ( MATCH POINT  ) » سراغ گرفت.           

 اسکیزوئیدها  ممکن است استعاره های غریب به کار برند و صنایع ادبی نامعمول بیافرینند که مایه ی شگفتی همه ، از جمله دوست داران شعر و ادبیات شود. فرد اسکیزوئید به جای ارتباط با آدمیان ، شیفته ی تنها اندیشیدن در علوم نظری، ریاضی ، فیزیک ، شیمی ، موسیقی ،  جنبش های فلسفی و هنری ، مفاهیم متافیزیک ، اشیای بی جان ، راهبردهای اجتماعی و شیوه های نوین زندگی ( مانند گیاه خواری ، خام خواری و.........) هستند. هر چه رویکرد اینان محدودتر و مشخص تر باشد ،امکان دست یابی شان به دسترنج گران مایه و نام آور ساز بیشتر می شود. اسکیزوئید – آسپرگری که همه ی هوش و توان ذهنی و زیست مایه ی روانی اش را در کانون یک حیطه ی محض یا کاربردی مثلا فیزیک ، ریاضی ، نجوم ، شیمی و مانند آن متمرکز می کند ، احتمال زیادی دارد که برای خود و دیگران سودمند واقع شود.

 درخودماندگی و گوشه گیری این گونه افراد هنگامی که با مکانیزم دفاعی خیال پردازی ( Fantasy ) همراه شود ، می تواند در برخی از آنان به اندیشه های به راستی نو ، خلاقانه و ابتکاری و حتا راز گشایی از نادانسته های گیتی بینجامد. واقعیت آن است که ویژگی های شخصیتی اسکیزوئید ، حتی تا اندازه ی اختلال ، در بسیاری از بزرگان تاریخ دانش و اندیشه ی گیتی وجود داشته است.

 

* روان پزشک و درمانگر مشکلات جنسی ، زناشویی و خانوادگی

شخصیت و ما ایرانیان ( بخش هفتم ) : صفحه ی پزشکی روزنامه ی اعتماد

 

 شخصیت و ما ایرانیان - بخش هفتم

 

آشنایی با شخصیت بد بین و بد گمان ( پارانوئید )


 

کاوش محیط برای یافتن سرنخ ها


دکتر بهنام اوحدی*


مشخصه ی صفت و اختلال شخصیتی بد گمان ، شکاکیت و بی اعتمادی دیرپا به همه ی افراد است.مسئولیت این احساسات از نظر آن ها نه به عهده ی خود آن ها ، بلکه بر دوش دیگران است.افراد پارانوئید اغلب متخاصم ، تحریک پذیر ، پرخاشگر و خشمگین هستند.

افراد متعصب و جزم اندیش ، افرادی که مدارکی دال بر تخلف دیگران از قانون گرد آوری می کنند ، کسانی که به همسر خود سوء ظن مرضی دارند ، و اشخاص بد عنقی که اهل دعوا و مرافعه اند ، و ............... اغلب دچار اختلال شخصیت پارانوئید هستند.

این گونه بیماران تقریبا هرگز خود به جست و جوی درمان بر نمی آیند و اگر هم صاحبکار یا همسرشان آن ها را برای درمان روانه سازد ، اغلب می توانند رنجیدگی خویش را پنهان سازند.این اختلال ( و صفت ) در مردان شایع تر از زنان است و به نظر نمی رسد که الگویی خانوادگی داشته باشد.در گروه ه های اقلیت ، مهاجران و ناشنوایان بیش تر از جمعیت عمومی است. بیماران دچار صفت پر رنگ و نیز اختلال شخصیت پارانوئید ممکن است در هنگام معاینه ی روان پزشکی ، رسمی و بسیار متشخص و منطقی به نظر برسند و از این که آن ها را مجبور ساخته اند که از روان پزشک کمک بگیرند ، گله داشته و ناراحت باشند.

تنش عضلانی ، ناتوانی از آسوده بودن ، نیاز به کاوش محیط برای یافتن سر نخ ها و ........ از ویژگی های این بیماران است. حالت عاطفی آنان اعلب جدی و غیر مطایبه آمیز است.برخی از پیش فرض های آن ها در بحث و جدل های شان ممکن است نادرست باشد اما گفتاری منطقی و گاه بسیار شیوا دارند.در محتوای فکر آن ها شواهدی از برون فکنی ، پیش داوری و گاه افکار انساب به خود دیده می شود.

ویژگی بنیادین شخصیت پارانوئید ، میل نافذ و فراگیری برای تفسیر کردارهای دیگران به رفتاری است که گویا به قصد تحقیر یا تهدید بیمار انجام شده است.این تمایل در آغاز بزرگسالی شروع شده و در زمینه های گوناگونی نمایان می گردد. بنابراین دوستان چنین افرادی نباید در میان جمع با آنان شوخی نمایند و بهتر است از ورود به دنیای شخصی ایشان به طور جدی خودداری نمایند ولو این کار با نیت نیک و به قصد حل مشکلات و دشواری های زندگی آن ها باشد. یک بار جرقه زدن بدبینی در ذهن این گونه افراد به آتش شعله وری می انجامد که بسیار بعید است تا پایان عمر آن ها خاموشی گزیند.

افراد دچار این اختلال ، تقریبا همیشه منتظر آن هستند که دیگران به شیوه ای آن ها را استثمار نموده یا به آن ها زیان برسانند. آن ها در بسیاری از اوقات بدون هیچ توجیهی ، در وفاداری یا راستی ( صداقت ) و امانت داری دوستان و همکاران خود تردید می کنند. این افراد در زندگی زناشویی و جنسی خود نیز اغلب به « حسادت بیمار گونه و مرضی » دچار می شوند و بالاخره روزی این شک و بد گمانی بدون دلیل و مدرک خود را نسبت به وفاداری همسر و یا شریک جنسی شان بیان می نمایند و از فردای آن روز زندگی را به کام او و خانواده اش زهر می نمایند. بنابراین توصیه می شود چنان چه در طی دوران آشنایی و نامزدی و حتا عقد همسر متوجه غیرت – بخوانیم حسادت – بسیار و بیش از اندازه ی منطقی شود ، حتما در نخستین فرصت برای ارزیابی همسر مشکوک به اختلال شخصیت پارانوئید مراجعه نمایند. باید دانست چنین غیرت پر آب و رنگی در دوران پر شور و مستی آشنایی و نامزدی می تواند برای افراد دارای شخصیت های وابسته ؛ پرهیز گرا و مردم گریز ؛ و برخی شخصیت های کلاستر B  - به ویژه نمایشگر ( هیستریونیک ) ، مرزی ، آشفته و آشوبناک ( بوردرلاین ) و حتا خودشیفته ( نارسی سیستیک ) - بسیار دلچسب ، دوست داشتنی ، رویایی و شیرین جلوه کند. در حالی که در کمتر از پنج سال این احساسات زودگذر با ترس ، هراس ، کابوس و بی زاری جایگزین می شوند.

بیماران دچار شخصیت پارانوئید در واقع احساسات خودشان را برون سازی و فرا فکنی می کنند. یعنی تکانه ها و اندیشه های غیر قابل قبول و دردناک برای خودشان را به دیگران نسبت می دهند.

افکار انتساب به خود و خطاهای ادراکی به گونه ای منطقی قابل دفاع است ، در این بیماران شایع بوده و آنها در واقع ، از این که مستدل و عینی می اندیشند ، به خود بسیار می بالند ، حال آن که چنین نیست ! بیماران مبتلا به اختلال شخصیت پارانوئید ، مانند دیگر شخصیت های کلاستر A ( اسکیزو ئید و اسکیزوتایپال ) و نیز بیماران دچار اختلالات طیف در خود مانده ( اوتیستیک ) - از جمله آختلال آسپرگر - حالت عاطفی محدودی دارند ، زیاد اجتماعی و خونگرم نبوده و به نظر می رسد بدون هر گونه احساس و هیجانی باشند. این ها نه تنها آدم های گرم و راحت و آرامی نیستند ، بلکه قدرت ، منزلت و کامیابی دیگران آن ها را تحت تاثیر قرار می دهد. در واقع ، ای گونه افراد اگر کسی را ناتوان ، بیمار یا دچار مشکل ببینند به وی به دیده ی تحقیر می نگرند.

افراد دچار اختلال شخصیت پارانو ئید ممکن است در موقعیت های حرفه ای ، تحصیلی ، و اجتماعی ، دقیقا مانند شخصیت های نظام مند – چهارچوب مدار ( وسواسی – جبری ) ، آدم هایی بسیار دقیق ، منظم ، منضبط ، توانمند ، کوشا ، و کارا به چشم آیند ، حال آن که بیش تر می خواهند دیگران را بترسانند یا به جان یکدیگر بیندازند. و نه این که چون افراد دچار اختلال یا صفات پر رنگ شخصیت مرزی ( بوردرلاین ) روابط بیش از حد مداخله جویانه و آشفته با دیگران داشته باشند. این افراد در ساختار « منش » خود ، خودراه بری و خود فراروی بالا ولی همکاری اندک دارند. در سامانه ی « سرشت » اینان ، نوخواهی ( تنوع طلبی ) اندک ، وابستگی به پاداش اندک ، آسیب گریزی فراوان و پشتکار بسیار به چشم می آید. از این رو می توان این افراد را در دسته بندی مجازی – تشبیهی « آتشدان شخصیتی متوسط ( رو به بالا ) » قرار داد. آتشدانی که با زغال سنگ و آتش خلق و اضطراب و روان پریشی و دیگر اختلالت و صفات محور یک خود را آشکار و چشمگیر می سازد. اختلال شخصیت بدگمان ( پارانوئید ) می تواند بسیار شبیه به اختلال شخصیت قانون مند و چهارچوب مدار ( وسواسی – جبری ) ، درخودمانده و تنهایی گزین ( اسکیزوئید ) ، مرزی ، آشفته و آشوبناک ( بوردرلاین ) ، شگفت انگیز و خرافاتی ( اسکیزوتایپال ) ، نمایشگر ( هیستریونیک ) ، مردم گریز – پرهیز مدار ، ضد اجتماعی و جامعه ستیز ( آنتی سوشیال ) ، و خودشیفته ( نارسی سیستیک ) نمایان شود ؛ از این رو تشخیص و جدا نمودن آن از این شخصیت ها ضروری است.

برخی از این افراد با پخته تر شدن ، افزایش سن یا کاهش تنش ها و فشارهای روانی شان ، صفات بد گمانانه ی خود را « واکنش سازی » نموده و به این ترتیب ظاهرن به افرادی تبدیل می شوند که توجهی در خور ستایش به اخلاقیات و نوعدوستی و همنوع پروری از خود به نمایش می گذارند.

اما در واقع ، بیماران دچار اختلال شخصیت پارانو ئید ، روی هم رفته ، تا پایان عمر ، در کار و زندگی با دیگران مشکل دارند. مشکلات شغلی و زناشویی در این بیماران شایع است. به ویژه آن که افراد پارانوئید - همچون دیگر شخصیت های کلاستر A  ( گروه شخصیت های جدا و تنها ، خاص ، دارای زندگی خصوصی ، عجیب و غریب ، و سرد از نظر هیجانی – عاطفی ) : اسکیزوئید و اسکیزوتایپال – احتمال فراوانی دارد که به قصد جبران ناداشته های خود و کوشش در راستای پندار ذهنی خویش در به تعادل رساندن خانواده ی در پیش رو ، برای ازدواج به سراغ شخصیت های دارای ویژگی های پر رنگ و کم رنگ شخصیتی نمایشگر ( هیستریونیک ) رفته و آن ها را برگزینند که چنین پیوند زناشویی در آینده مشکلات فراوانی را برای دو همسر ، خانواده و اجتماع پیرامون شان پدید می آورد. تهمت زدن های افراد دچار اختلال شخصیت بدگمان ( پارانو ئید ) می تواند آشکارا روان پرشانه و هذیانی و دور از منطق و واقعیت باشد که در این موارد باید برای رفع آن ها از دارو های ضد اضطراب و ضد جنون ( آنتی سایکوتیک ها ) بهره جست. هر چند روان درمانی بلند مدت ، نیز لازم است. به طور کلی پاسخ به درمان این دسته بیماران خوب نیست.

 

معیار های تشخیصی DSM - IV -TR برای اختلال شخصیت پارانو ئید عبارت است از :

الف ) بی اعتمادی و شکاکیت ژرف و فراگیر نسبت به دیگران ، به گونه ای که انگیزه های دیگران را شرارت آمیز برداشت کند. این حالت باید از اوایل بزرگسالی آغاز شده و در زمینه های گوناگون به چشم بخورد که نشانه اش دست کم چهار تا از موارد زیر است :

۱ ) بدون دلیل کافی ، شک داشته باشد که دیگران دارند او را استثمار می کنند ، به او زیان می رسانند یا سرش کلاه می گذارند.

۲ ) مشغولیت دایم ذهنی اش شکی اثبات نشده در مورد وفاداری یا قابل اعتماد بودن دوستان و اطرافیانش باشد.

۳ ) به دلیل ترسی نا موجه از این که اطلاعاتی را که به دیگران می دهد ، مغرضانه بر ضد خودش به کار ببرند ، از اطمینان نمودن به دیگران اکراه داشته باشد.

۴ ) در پس اظهار نظر های بی غرضانه ی دیگران یا رخدادهای بی خطر ، معنی های تحقیر کننده یا تهدید آمیز پنهانی بیابد.

۵ ) همیشه دلخور و ناخشنود باشد. یعنی اگر حتا یک بار کسی توهین کرده ، آسیبی رسانده یا بی احترامی نموده باشد ، هرگز او را نبخشد.

۶ ) با کوچک ترین نکته و چیزی احساس کند به شخصیت یا اعبارش لطمه وارد شده است ( حال آن که دیگران چنان معنایی را در آن چیزها و نکات نیابند ) و شتابان واکنشی خشمگینانه نشان داده یا به ستیز بپردازد.

۷ ) مکررا و بدون هیچ دلیل به وفاداری همسر یا شریک جنسی اش شک کند.

ب ) حالت مذکور منحصرا در سیر اسکیزوفرنی ، اختلال خلقی با ویژگی های سایکوتیک یا یک اختلال سایکوتیک ( روان پریشانه ) دیگر پیدا نشده باشد و ناشی از اثرات جسمی مستقیم یک بیماری طبی عمومی نباشد (چون تهمت زدن های افراد دچار اختلال شخصیت پارانو ئید می تواند آشکارا هذیانی و روان پریشانه باشد ). اگر این معیارها پیش از اسکیزوفرنی وجود داشته باشد ، قید « پیش مرضی » را باید افزود.

 


* روان پزشک و درمانگر مشکلات جنسی ، زناشویی و خانوادگی

شخصیت و ما ایرانیان ( بخش ششم ) : صفحه ی پزشکی روزنامه ی اعتماد

 


 شخصیت و ما ایرانیان - بخش ششم

 


 لکوموتیوهایی با آتشدان های شخصیتی


 


دکتر بهنام اوحدی*

 


پیش تر خاطرنشان نمودم که شخصیت به طور کلی عبارت است از الگوی دیر پا و بادوام رفتار و آموزه های ذهنی که در گستره ی پهناوری از وضعیت ها و موقعیت های فردی و اجتماعی ، فراگیر و انعطاف ناپذیر بوده و در پایان نوجوانی و جوانی و ابتدای بزرگسالی آدمي تثبیت می شود. این تمامیت کرداری و پنداری هر دو جنبه ی شخصی و اجتماعی زندگی فرد را بازگو می کند و در طول زمان چندان دگرگون نمی شود. شخصیت توصیفی کلی و همه سو نگر از یک نفر بازگو می نماید.

به بیان دیگر , شخصیت بازتابی از پیش بینی هایی ویژه درباره ی چگونگی و شیوه ی رفتار افراد در شرایط گوناگون است و سر نخ هایی پیرامون توانایی ها و ناتوانی های پنداری و کرداری ایشان در زندگی نشان می دهد.

شخصیت هم چون گرایش جنسی , پیوستارگونه ( طیف مدار ) است و از «  ویژگی ( تریت ) » - کم رنگ و پر رنگ - آغاز شده و تا اندازه ی « اختلال » شخصیت ادامه می یابد.

هر آدمی , هم چون دیگر پستانداران و بلکه جانوران , دست کم دارای یک یا چند دسته صفت شخصیتی در اندازه ی ویژگی ( تریت ) است و هیچ کس نمی تواند خود را از ویژگی های شخصیتی نابرخوردار و رها بداند و بشناساند.

 

هر آدمي می بایست دست کم  ویژگی هایی از یک یا چند شخصیت از چهارده اختلال شخصیت تنهایی گزین – درخود مانده ( اسکیزوئید ) ، بدبین و بدگمان ( پارانوئید ) ، و شگفت انگیز و خرافاتی ( اسکیزوتایپال ) ، خودشیفته ( نارسی سیستیک ) ، مرزی – آشفته و آشوبناک ( بوردرلاین ) ، نمایشگر ( هیستریونیک ) ، ضد اجتماعی و جامعه ستیز  ( آنتی سوشیال ) ، وابسته ، پرهیزگرا – مردم گریز ، وسواسی – جبری ( نظام مند و چهارچوب مدار ) ، افسرده ( دپرسیو ) ، پرخاشگر - منفعل ( لج باز ، مقابله جو و منفی گرا ) ، آزارگر ( سادیستیک ) ، آزارگر – آزارخواه ( سادومازوخیستیک ) را – که در چهار گروه دسته بندی می شوند - دست كم در اندازه ي صفت ، یعنی كم رنگ و مایه تر از « اختلال » داشته باشد. شایع ترین شخصیت – چه در اندازه ی ویژگی , چه در قد و قامت اختلال – شخصیت مختلط یعنی آمیزه ای از چند اختلال یا ویژگی ( صفت ) شخصیتی همزمان و در کنار یکدیگر است. آن هنگام که صفات شخصیتی یک فرد ، خمش نا پذیر ( غیر قابل انعطاف ) و سازش نا پذیر ( غیر انطباقی ) بوده و رنج و عذاب و دشواری برای خود فرد یا نزدیکان او بیافرینند و یا در کارکرد های اجتماعی ( روابط با دیگران ) یا تحصیلی یا شغلی و یا دیگر حوزه های مهم عملکردی اختلال پدید آورند ، می توان برای او تشخیص « اختلال شخصیت » را مطرح نمود. اختلال شخصیت آموزه های ذهنی و کرداری سازگار با ارزش های فرهنگی افراد را در بر نمی گیرد.

نکته ای که اغلب از سوی بسیاری از درمانگران نادیده گرفته می شود ، این واقعیت پیدا و پنهان است که تشخیص گذاری اختلال شخصیت برای افراد لزوما نیازمند وجود اختلال و نبود کارکرد حرفه ای در کار روزمره شان نیست . چرا که در بسیاری موارد اختلال شخصیت در کارکرد حرفه ای فرد کاستی و مشکلی نمی آفریند و از آن جا که با خودساره ( Ego ) فرد نیز هم خوان است , احساس تنش و تشویشی نیز برای او فراهم نمی کند ؛ بلکه بیشتر در روابط بین فردی او با دیگران ( اطرافیان و اجتماع ) مشکل پدید می آورد و نزدیکان فرد دارای اختلال شخصیت را دچار رنج و عذاب و دشواری می نماید. بسیاری از افراد دچار اختلال شخصیت خودشیفته ، مرزی – آشفته ، نمایشگر ، بد بین و بد گمان ، وسواسی – جبری ، افسرده ، تنهایی گزین – درخود مانده ، پرخاشگر – منفعل می توانند در عین مبتلا بودن به اختلال شخصیت ، در عمل از کارکرد و توانایی تحصیلی و حرفه ای بالا و کم مانندی برخوردار باشند. در چهارمین ویرایش کتابچه ی تشخیصی و آماری اختلالات روانی ، اختلالات شخصیت در چهار دسته ( کلاستر ) گروه بندی شده اند. هر اختلال شخصیت ، همزمان تا اندازه ای ویژگی های دیگر شخصیت های دسته ( کلاستر ) در برگیرنده ی خود را نیز همراه دارد.

کلاستر A نخستین دسته است که سه اختلال شخصیت تنهایی گزین – درخود مانده ( اسکیزوئید ) ، بدبین و بدگمان ( پارانوئید ) ، و شگفت انگیز و خرافاتی ( اسکیزوتایپال ) را در بر می گیرد. وجه مشترک شخصیت های کلاستر A ، گونه ای زندگی خاص و خصوصی داشتن ، جدا از اجتماع ماندن ، عجیب و غریب بودن ، و سردی هیجانی و عاطفی است. احتمال فراوانی وجود دارد که هر یک از این سه شخصیت ، دارای ویژگی هایی از دو شخصیت دیگر نیز باشند.

کلاستر B شامل چهار اختلال شخصیت نمایشگر ( هیستریونیک ) ، خودشیفته ( نارسی سیستیک ) ، مرزی – آشفته و آشوبناک ( بوردرلاین ) و ضد اجتماعی و جامعه ستیز ( آنتی سوشیال ) است که هر یک از آن ها به گونه ای ژرف و جدی دارای ویژگی های کم رنگ و پر رنگ از آن سه دیگر هستند. از این رو بسیاری از روان پزشکان و روان شناسان در کار بالینی خود چندان این چهار شخصیت را از یکدیگر جدا نمی کنند. وجه مشترک شخصیت های کلاستر B ، کردارهای نمایشی ، خلق بی ثبات ، نا متعادل و تحریک پذیر ، گرمی عاطفی و پر شوری هیجانی ، ماجراجویی ، و تازه ( تنوع ) خواهی است.

کلاستر C نیز سه اختلال شخصیت وسواسی – جبری ( نظام مند و چهارچوب مدار ) ، وابسته ، و مردم گریز – پرهیز مدار را در برمی گیرد که وجه مشترک این سه ، همواره هراسان ، نگران و دور اندیش بودن ، و محتاط ، محافظه کار و مضطرب زیستن است. هر چند هر یک از این سه اجزا و ویژگی هایی از دو شخصیت دیگر کلاستر C را دارا هستند اما باید اذعان نمود که تا اندازه ای شخصیت  وسواسی – جبری ( نظام مند و چهارچوب مدار ) از دو دیگری متفاوت و متمایز تر به نظر می رسد.

دو اختلال شخصیت پرخاشگر – منفعل ( لج باز ، مقابله جو و منفی گرا ) و افسرده ( دپرسیو ) که در هیچ یک از این سه دسته قرار نمی گیرند ، در کنار اختلالات شخصیت آزارگر ( سادیستیک ) و آزارگر – آزارخواه ( سادومازوخیستیک ) در دسته ی چهارمی با عنوان « دسته ی به گونه ی دیگر مشخص و بیان نشده ( کلاستر NOS ) » جای داده شده اند. شخصیت افسرده ( دپرسیو ) وجوه اشتراک اندکی با سه شخصیت دیگر کلاستر NOS دارد و بیشتر به شخصیت وسواسی – جبری ( نظام مند و چهارچوب مدار ) شباهت و نزدیکی دارد.

مثال همیشگی خود در کارگاه های آموزشی تخصصی و آزادم را برای نزدیک تر و خودمانی تر شدن ذهن شما با دسته بندی صفات و اختلالات شخصیت افراد را این جا بیان می نمایم : من آدم ها را به لکوموتیو تشبیه می کنم ؛ لکوموتیوهایی که می توان آن ها را در سه دسته ی لکوموتیوهای با آتشدان کوچک ، متوسط ، و بزرگ گروه بندی نمود. لکوموتیو های دارای « آتشدان شخصیتی » کوچک ، توانایی بر دوش کشیدن بار کمتر و به پیش رفتن با شتاب کمتری را دارند اما در عوض آهسته اما پیوسته راه می پیمایند ؛ دود ، آلودگی و سر و صدای کمتری دارند ؛ خانه های اطراف راه آهن را کمتر می لرزانند ؛ احتمال خروج از خط شان کمتر است و در صورت بیرون رفتن از ریل آسیب کمتری پدید می آورند. دو شخصیت پرهیز گرا – مردم گریز ، و وابسته را می توان در این دسته قرار داد.

لکوموتیوهای دارای « آتشدان شخصیتی » بزرگ ، از توانایی بر دوش بردن بار بیشتر و شتابان به پیش تاختن برخوردارند اما در عوض چه بسا دچار سانحه و آسیب می شوند ؛ دود ، آلودگی و سر و صدای فراوانی دارند ؛ خانه های پیرامون راه آهن را دچار لرزش بسیار می سازند ؛ احتمال بیرون رفتن از خط شان بیشتر است و در صورت خروج از ریل آسیب فراوان تری به بار می آورند. چهار شخصیت کلاستر B به همراه دو شخصیت آزارگر ( سادیستیک ) و آزارگر – آزارخواه ( سادومازوخیستیک ) در این گروه جای می گیرند. شخصیت های باقی مانده یعنی سه شخصیت کلاستر C ، را می توان به همراه  شخصیت وسواسی – جبری ( نظام مند و چهارچوب مدار ) ، شخصیت پرخاشگر – منفعل ( لج باز و منفی گرا )  و شخصیت افسرده ( دپرسیو )  در گروه دارای « آتشدان شخصیتی متوسط » جای داد.

مثال دیگرم را نیز همین جا بیان می نمایم : اگر « سرشت » را به عنوان زیر ساخت و بنیان ( فوندا سیون ) ساختمان ذهن و روان آدمی فرض نماییم ، آن گاه می توانیم « منش ( کاراکتر ) » را به مثابه ی ستون ها ، و « انگیزش » و « روان ( جنبه ی روحانی آدمی ) » را همچون سفت کاری آن در نظر بگیریم. خلق ، اضطراب ، ترس ، هراس ، وسواس ، روان پریشی ( سایکوز ) و دیگر صفات و اختلالات ( بیماری های ) روان پزشکی در این الگو و مدل من همسان و همانند ظریف کاری ، ابزار ، آرایه ها ( تزئینات ) و روبنای این ساختمان دانسته می شوند.

  

  *روان پزشک و درمانگر مشکلات جنسی ، زناشویی و خانوادگی

 

شخصیت و ما ایرانیان ( بخش پنجم ) : صفحه ی پزشکی روزنامه ی اعتماد

 

 

شخصیت و ما ایرانیان - بخش پنجم




جان ( روان ) استوار بر دوش منش و سرشت




دکتر بهنام اوحدی *


جان ( روان )

 

روان در معناهای گسترده ای در روان شناسی شناسانده می شود اما در این جا برداشت ما از روان به هشیاری ، خودآگاهی و جان ( جنبه ی روحانی ) شهودی آدمی باز می گردد.رشد خودآگاهی در پی و همراستا با رشد همه ی وابسته های شخصیت رخ می دهد و به صورت آفرینندگی ( خلاقیت ) ، تن درستی و خوش بختی ، و خردمندی نمود می یابد. از دیدگاه روان زیست شناختی ( سایکوبیولوژی ) ، باید خاطر نشان نمود که حافظه ی اپی زودیک آدمی در خودآگاهی و بازیابی رخدادهایی که معنای شخصی به هنگام و جایگاه آموزه ( تجربه ) های زندگی می دهند ، درگیر است. تالوینگ همین حافظه ی اپی زودیک را خودآگاهی بر می شمارد. برخی این گونه از حافظه را ویژه ی آدمی و بی مانند در چرخه ی تکاملی آفرینش جانداران می دانند. رشد و تکامل این حافظه به دنبال یادگیری معنایی ( سمانتیک ) و اجرایی رخ می دهد. از آن جا که این حافظه پس از چهار سالگی رشد یافته و پخته می شود ، مردم بازیابی درست و مستقیمی از گذشته شان تا پیش از چهار سالگی ندارند. برخلاف آن ، نیازهای بنیادین در هنگام زاده شدن پابرجا هستند. جدا نمودن خویش از ابژه نیز در 18 ماهگی تا 3 سالگی رخ می دهد.

رابرت کلونینگر پنج سطح جداگانه از آگاهی شهودی در آدمیان را بیان نموده است که شهودهایی درباره ی بود و سرشت آدمی یا به گفتار دیگر ، پندارهای درونی آدمی ست.هشیاری و آگاهی به بود ( موجودیت ) ، آزادیخواست ( اراده ) ، زیبایی ، حقیقت و نیکی پنج جنبه ای از هشیاری هستند که به آگاهی شهودی به جهان هستی بستگی دارند.

این پنج جنبه از هشیاری بستگی به آگاهی شهودی به جهان هستی دارد. هشیاری به واقعیت ها و مفاهیم ضمنی تنها دو سطح از آگاهی هستند که به گونه ای آزمودنی ( تجربی ) به دست می آیند.

برای نمونه ، برخی بیماران دچار اختلالات شدید شخصیت از احساس پوچی و تهی بودن شکایت دارند که احساس هراسناک جدا شدگی ، تنهایی ، نابودی ( از دست رفتن ) است . اینان در حس بود ( وجودیت ) خویش کاستی دارند. این بیماران از یک آگاهی استوار به بود ( وجودیت ) خویش ، برخوردار نبوده و گاهی حتی یک سامانه ی شخصیتی مرزی ( بوردرلاین ) را توصیف می نمایند. این حالت با دشواری در والایش ، شکیبایی به رنج و سختی ، از دست رفتن واقعیت سنجی ، و خویش پذیری اندک شناخته می شود. این حس نا استوار نسبت به بودن ( وجود ) - که با درون مایه ی معنوی اندک ، کاستی در هویت و زنده دلی همراه است - آن ها را از چشم انداز هیجانی نا استوار ( بی ثبات ) و نا امید می نماید که آن چنان که به امید پروردگار راستی ، مهر و خرد در نوشتارهای سال خورشیدی در پیش رو خواهم نوشت ، به انجام خودزنی و خودکشی از سوی آنان می انجامد.

تقریبا یک درصد مردم ایالات متحده در حس شهودی شان نسبت به بود ( موجودیت ) خویش کاستی دارند و زندگی شان را به گونه ای پیوسته با سامانه ی شخصیتی مرزی ( بوردرلاین ) تجربه می کنند. یک درصد دیگر نیز چنین بی سامانی ، آشفتگی و پوچی را به گونه ای متناوب در زیر فشار تجربه می نمایند. اما بیشتر مردم در آمریکا یک آگاهی خوب رشد و پیشرفت کرده ای نسبت به بودن ( وجود ) خویش در همه ی زمان ها دارند.

این سطح از آگاهی ، حافظه ی مربوط به هستی و وجود را با یک حس بودن ( وجود ) ، بدون هراس از نابود شدن را در بر می گیرد. این سطح از آگاهی بر بنیاد باز شناسایی و حافظه ی مربوط به واقعیت ها ( حافظه ی معنا یی : سمانتیک ) استوار می شود.

در سطح دوم ، برخی مردم نسبت به بود ( وجود ) خود یک اطمینان امیدوارانه ای دارند اما چنین می پندارند که بردگانی دست و پا بسته در برابر اثر های بیگانه و پیرامون هستند که در یک سیاه چال و یا زندان گرفتار شده اند و راه گریزی ندارند.

به بیان دیگر ، چنین مردمانی در کنش های شان خمش پذیری ( انعطاف ) و آزادی اراده ی اندکی دارند. کاستی آگاهی از خواست ( اراده ) هم چنین احساس رها و پویا بودن در زمان را آشفته می سازد. اندک بودن آگاهی به آزادی خواست ( اراده ) در افراد مادی گرا ی سرنوشت مدار سبب می شود که اینان آزادی اراده را یک فریفتار ( ایلوژن ) بدانند.برداشت شهودی آن ها ، پندار انسان گرایان و دوگانه گرایان را که آزادی خواست ( اراده ) و مسئولیت پذیری منطقی نسبی را ابزاری در راستای جاه خواهی و بلند پروازی آدمی و مایه ی بزرگی او می دانند ، مردود بر می شمرد.

تقریبا ده درصد مردم آیالات متحده دچار کاستی و اندک بودن آرادی خواست ( اراده ) و گرفتار اثر پذیری دیر پا از عوامل خارجی بودن هستند. این حالت برابر با تعاریف سنتی از اختلالات شخصیت است که کاستی در احساس آزاد بودن ، نرمش و خمش پذیری ( انعطاف ) در کردار سازگارانه را بیان می نمایند. البته بیشتر مردمان ایالات متحده یک حس شهودی استوار از آزادی خواست و مسئولیت پذیری در برابر هدف های شان را دارا هستند.

  در سومین سطح ، برخی از مردم هیچ گونه حس و درکی از زیبایی ندارند؛ یعنی وجودشان دارای هیچ گونه حس شهودی از آن چه که زیبا یا عاشقانه است ، نیست.

دیده شده که آن هایی که به هر سطح از خودآگاهی رسیده اند ، دارای هشیاری به سطوح پایین تر نیز هستند اما نسبت به سطوح بالاتر بیداری لازم را ندارند. برای نمونه آنانی که هشیاری ای به زیبایی دارند ، هم چنین آگاهی به بود ( وجود ) و آزادی خواست ( اراده ) را دارا هستند اما لزوما دارای یک آگاهی به حقیقت یا نیکی نیستند.

شاید تکان دهنده باشد که بفهمیم برخی از مردم دچار اختلالات شخصیت دارای هیچ گونه توانی برای بازیابی احساس دل دادگی ، در شگفت شدن و ستایش از زیبایی هیچ شعر ، نقاشی ، یا چشم انداز طبیعی نیستند !

آن چه چنین واقعیتی برای چگونگی ( کیفیت ) زندگی آنان پدید می آورد ، را باید کوشش نمود تا بتوان درک نمود. برای نمونه ، برداشت چنین افرادی از رنگین کمان تنها شماری از رنگ ها و نمودهای فیزیکی است و اینان هیچ درک هشیارانه ای از زیبایی این چشم انداز دل انگیز ندارند.

هر چند نبود کامل و مطلق احساس عشق و زیبایی به ندرت دیده شده اما به هر حال در سه درصد از مردم ایالا متحده دیده شده است. شمار بسیاری از مردمان شدت های کمی از ستایش زیبایی را داشته اند. افراد دارای یک حس نا استوار ( بی ثبات ) نسبت به زیبایی ، توانمندی و پذیرش ( ظرفیت ) اندک و نامطمئنی برای عشق ورزی و برقراری نزدیکی و صمیمیت هیجانی در روابط شان دارند. تقریبا نیمی از پیوندهای زناشویی در ایالات متحده به جدایی ( طلاق ) می انجامد که خود نشانی عینی از حس نا استوار و شکننده ( متزلزل ) به آن چه که دوست داشتنی و زیبا ست ، هست.در حالی که در نیم دیگر اجتماع آمریکا ، حس شهودی استوار ( با ثبات ) به زیبایی ها و دوست داشتنی ها ویژگی هویدایی ست.

حس زیبایی شناسی در آدمی یک حس شهودی بسیار رشد یافته است که در شاعرها ، داستان نویسان و موسیقی دانان رمانتیک – هم چون رالف والدو امرسون ، هنری تورئو و فرانز شوبرت – به گونه ای ویژه و برجسته رخ می تاباند.

در سطح چهارم ، افراد هر چند حسی از بودن ( وجود ) ، آزادی خواست ( اراده ) ، و زیبایی را دست کم در زمان هایی از زندگی شان دارند ، اما آن ها دارای هیچ شهودی از حقیقت مطلق نیستند.

این ویژگی پیدا و پنهان افرادی ست که خودشان را عینی گرا یا مصلحت گرا ( پراگماتیک ) بیان می نمایند. چنین افرادی اغلب معمولا آگنوستیک ( منکر خدا ) و یا آته ئیست ( خدا ناشناس ) نیز هستند زیرا اینان هیچ شهودی از سهم داشتن آن ها در یک یگانگی هشیاری - که فروید آن را احساس اقیانوسی و ایمان می نامید – ندارند.

حدود ده درصد مردم آمریکا آته ئیستیک ( خدا نا شناس ) یا آگنوستیک اند . بنا بر پوهش موسسه ی گالوپ در سال 2000 میلادی ، تقریبا از هر ده آمریکایی نه نفر ( یعنی 86 درصد ) به خدا باور دارند اما بیشتر شان چنین می پندارند که دین های بنیادگرایانه توان و شایستگی ( کفایت ) دمیدن و سرشار ( ارضا ) نمودن نیازهای معنوی – روحانی آن ها را ندارند. هشت درصد از آمریکایی ها نیز به خدا ایمان ندارند اما به یک روح جهانی و هستی گستر یا یک نیروی برتر باور دارند.

تنها پنج درصد آمریکایی ها آته ئیست ( خدا ناشناس ) هایی هستند که همزمان باور به یک روح یا نیروی برتر جهانی و هستی گستر را انکار می کنند.

باید یادآور شد که افرادی که به سطوحی از هشیاری و خودآگاهی رسیده اند ، همواره به سطوح پایین تر – اما نه بالاتر - آن هم دست یافته اند.

برای نمونه ، افراد دارای حس پوچی هم چنین از آگاهی به آزادی خواست ( اراده ) ، زیبایی ، حقیقت ، و نیکی نابرخوردار بوده اند. آن هایی که به آگاهی از حقیقت دست یافته اند نیز به آگاهی از بودن ( وجود ) ، آزادی و زیبایی رسیده اند اما لزوما به هشیاری و آگاهی از نیکی چنگ نیازیده اند.

حس شهودی از حقیقت در سطوح بالایی از آگاهی و هشیاری رخ می دهد و در بسیاری از دانشمندان هم چون پیر تیلهارد دشاردین و کارل راجرز چیره بوده است.

این بیدارباشی به گونه ای رشد یافته تر در دانایان و نخبگان بیش خودآگاهی هم چون ویلهلم فریدریش هگل ، لئوناردو داوینچی و مهاتما گاندی - که زندگی شان به سان آموزه هایی درون حقیقت رخ می تاباند – هویدا می شود.

در پنجمین سطح ، هر چند افراد احتمالا به یک حس نسبت به بودن ( وجود ) ، آزادی خواست ( اراده ) ، زیبایی و حقیقت طی زمان ها دست یافته اند ، اما هرگز به هیچ گونه شهودی – آگاهی و هشیاری مستقیم – به نیکی درونی نسبت به همه ی چیزهای هستی – رها و جدا از همه ی تباهی ها ، پلیدی ها و کژی هایی که در جهان وجود دارد - دست پیدا نکرده اند.

شوربختانه این گروه در برگیرنده ی تقریبا همه ی مردمانی ست که طی زمان درباره ی بودن ( وجود ) و طبیعت شرارت و بدی در شگفت می شوند و به دنبال سزا و کیفر و کینه توزی و انتقام ستاندن از آدمیانی می روند که آن ها را هراسانده یا به ایشان یورش برده و یا آن ها را ناکام نموده اند.

آگاهی ژرفی به یگانگی بود ( وجود ) و هشیاری فراوانی برای عشق ورزیدن به دشمن خویش در آدمی لازم است. حس شهودی به نیکی به اندازه ی خوب رشد یافته تنها به ندرت در آدمیان پدید می آید. یک آگاهی نسبی به نیکی در افرادی که در هر سه ویژگی منش شان ( خود راه بری ، همیاری و فراخود روی ) – و به ویژه خود فرا روی - رشد بسیار داشته اند ، دیده می شود که از آن جمله می توان به امرسون و تورئو اشاره نمود.

یک آگاهی و بیداری خوب رشد یافته به نیکی تنها به ندرت و در مردمانی خردمند و دانا همانند افلاتون و گاندی رخ می دهد.


 


* روان پزشک و درمانگر مشکلات جنسی ، زناشویی و خانوادگی 

شخصیت و ما ایرانیان ( بخش چهارم ) : صفحه ی پزشکی روزنامه ی اعتماد

 

شخصیت و ما ایرانیان-بخش چهارم



انگیزش ، استوار بر دوش منش و سرشت




دکتر بهنام اوحدي*





زنده ماندن (بقا) و همانندآفريني (توليدمثل) فراران (سائق)هايي بنيادين براي همه گونه هاي جانوري هستند. در آدميان نيز اين دو از طريق برآمدهاي تجربي (عاطفه و هيجان) نمايان مي شوند. برخلاف پيوستار انگيزشي محدود فراران (سائق)هاي بنيادين، هيجان ها توان انگيزشي ناوابسته (مستقل) يي دارند که آنها را تبديل به سامانه انگيزشي نخستينه (اوليه) يي مي کند که از فرآيندهاي شخصيت بسياري از آدميان است. ويژگي هاي سرشت (آسيب گريزي، نوجويي، پاداش مداري و پشتکار) با هيجان هاي نخستينه وابسته به آن يعني ترس، خشم، دلبستگي و بلندپروازي (جاه خواهي) در فرآيندهاي آغازين رشد ديده مي شوند. پژوهش ها در کودکان هويدا ساخته است که ترس و خشم از برخورد با دشواري و رنج در همان ماه هاي نخست زندگي پديد مي آيد که ناشي از گرايشي به برانگيختگي آسان و فراوان سامانه عصبي خودکار است.

در اين دوره که با تغييرات پسرفت گونه کوشا (فعال) در سامان يافتن مدارهاي نوروني و چگالي سيناپس ها، به ويژه در جايگاه هاي قشري ليمبيک، گيجگاهي و پيشاني است، شمار فراواني از کارکردهاي اجتماعي و پيچيده آدمي پديدار مي شود. اين کارکردهاي سامان يافته هيجاني و کرداري را مي توان همسنگ ويژگي هاي سرشتي دانست. بسته به بالا يا پايين بودن ويژگي هاي سرشتي، هيجان هاي ويژه يي گرايش پيدا مي کنند تا بر انگيزش، برداشت و کردار آدمي چيره شوند. براي نمونه، برانگيزان (محرک) نو و تازه براي بخش نوجويي آدمي به رويکرد خوشايند مي انجامد در حالي که براي بخش آسيب گريز او رويکرد مهاري پديد مي آورد. هر ويژگي سرشتي با يک گروه از فراران هاي هيجاني برهمکنش دارد که ممکن است با يکديگر همسو يا ناهمسو باشند. بنابراين اثرهاي پيرامون سبب مي شود تا بخش هاي ژنتيک و فنوتيپ شخصيت همانند هم نباشند.

مي توان در گفتاري چکيده وار چنين گفت که سرشت با شماري از هيجان هاي وابسته به نيازهاي بنيادين آدمي (انگيزه هاي نخستينه) همچون ايمني در کنش است.

در شرايط بهنجار، پس از اينکه نيازهاي زنده ماندن (بقا) فراهم شد، اهداف تغييرات شخصيتي بهنجار رشد آدمي افزون بر پايداري و پيوستگي خود بدني او، پايداري و پيوستگي خود رواني اش (براي نمونه اعتماد به خويش) را نيز در بر مي گيرد. رشد شخصيتي بهنجار همچنين با اهداف اجتماعي فراواني همچون دانش آموزي، حرفه آموزي و خانواده درست کردن و نيز يک پيوستار توانمند از هيجان هاي دومينه (ثانويه) اجتماعي همانند شرم، غرور، همدلي، غمخواري و مهرباني سازگاري پديد مي آورد.

اين انگيزه هاي دومينه، اجتماعي يا رشدي کارکردهاي وابسته به رشد منش (کاراکتر) نزديک و همسو هستند. به ويژه، هيجان هاي بنياديني چون ترس، خشم و برانگيختگي از طريق برهمکنش با برداشت هاي دروني شده وابسته به منش به هيجان هاي دومينه پيچيده تري همانند تيمارداري (مراقبت)، استواري (جديت) و خوشکامي (لذت) دگرگون مي شوند. هرچند برخي زيربخش هاي منش در همان دوره آغاز زندگي رشد کرده اند، با اين وجود کامل شدن فرآيند جدا کردن خود از ابژه (خود (من) و ناخود (نامن) ) در 18 ماهگي تا 3 سالگي است که مرحله رشد ويژگي هاي منش و هيجان هاي دومينه همچون همدلي را پديد مي آورد. هيجان هاي دومينه از طريق رسيدگي، پختگي و رشد و تکامل بيشتر منش در اثر انگيزاننده هاي نخستينه پديدار مي شوند. به گونه گزيده مي توان گفت که انگيزش ناپخته (نابالغ)، نابهنجار و کژرفته از دو يا سه نياز بنيادين ضروري، انحصاري و چيره سرچشمه مي گيرند، در حالي که انگيزش پخته (بالغ) در پي فراهم شدن نيازهاي بنيادين و پايه و رشد منش و به چنگ آوردن خودآگاهي (هشياري به خويش) پديد مي آيد.



*روان پزشک و درمانگر مشکلات جنسي، زناشويي و خانوادگي

شخصیت و ما ایرانیان ( بخش سوم ) : صفحه ی پزشکی روزنامه ی اعتماد

 

شخصیت و ما ایرانیان - بخش سوم

 

نشست منش بر دوش سرشت

 

دکتر بهنام اوحدی *

 

روان پزشک و درمانگر مشکلات جنسی ، زناشویی و خانوادگی

 

پیش تر بیان نمودم که « سرشت » زیست بنیاد آدمی – که دست بالا تا دومین و سال زندگی استوار و دگرگون نا شدنی می شود – به تنهایی شخصیت او را نمی آفریند. آن چه ما « منش ( کاراکتر ) » می نامیم نیز بخش سترگی از شخصیت را پدید می آورد. رمز و راز شخصیت هر کس را باید در چیستی و چگونگی کنش و واکنش « سرشت » زنتیکی ، مادر زادی و زیست شناختی او با « منش » پرورش و  بالیدگی پذیر جست و جو نمود.

نیز یاد آور شدم که در این بر هم کنش ، نباید بخش های کوچک تری هم چون « روان ( درون مایه ی روحانی و معنوی ) » و « انگیزش ( انگیختگی ) » را نادیده انگاشت.

منش به ذهن باز می گردد که هسته ی مفهومی شخصیت است و نا همگونی های آدمیان را برداشت های از خود و روابط با ابژه ی دلبسته - که بازتاب آماج و ارزش های آن هاست – را در برمی گیرد. به بیان دیگر ، منش آن چیزی ست که هر کس به گونه ای ارادی از خویش نمایان سازد. منش منطق و اراده پذیر است. در حالی که « سرشت » به هیجان های بنیادینهم چون ترس و خشم اشاره دارد ، « منش » هیجان های دومین را چون همدلی ، میانه گزینی و خویشتن داری هدف مند ، شکیبایی و حتا در آدمیان پخته و رسیده تر امیدواری ، عشق ورزی و وفاداری را در بر می گیرد.

از این دیدگاه می توان به « منش » به سان دولت ذهنی خویش نگریست که کارکردهای اجرایی ، قانون گذاری و دادگستری ( قضایی ) را در بر دارد.

اگر کانون سامانه ی « سرشت » را ساختار لیمبیک و استریاتوم مغز می دانیم ، جایگاه مغزی و پای پرگار « منش » را نیز لوب گیجگاهی ( تمپورال ) و هیپو کامپوس می شناسیم. پس « منش » - هسته ی مفهومی – ادراکی شخصیت – کارکردهای شناختی بالاتری ، هم چون انگاره ( آبستره ، انتزاع ) های ذهنی ، تفسیر نمادی ( سمبولیک ) ، و برهان ( استدلال ) را در بر دارد. بر هم کنش برداشت های هیجانی سرشت با کارکردهای حافظه ی نمادین و طرحواره های شناختی « منش » به رشد و بالیدگی برداشت درونی شده ی واقع گرایانه ، پخته و رسیده از خویش می انجامد.

قوای اجرایی ، قانون گذاری و دادگستری ( قضایی ) منش - دولت ذهنی خویش - با سه ویژگی منش ارزیابی و شناسانده می شوند : خود مداری ( خود راه بری ) ، همکاری و همیاری داشتن ، و خود فرا روی ( فراتر از خود دیدن و بودن ).

خود مداری ( خود راه بری ) ناهمگونی های پیشتازی اجرایی را در آدمیان ارزیابی می کند. فرد دارای خود مداری بالا ، خود کفا ، مسئولیت پذیر و متعهد ، قابل اعتماد ، هدف مند ، کاردان و گره گشا ، خود پذیر ، چهار چوب دار و سامان مند است.  ( مانند چهار شخصیت : آفرینش گر ، روشن گر و نخبه  ؛ سامان مند ؛ بد گمان ، متعصب و جزم اندیش ؛ و مستبد و خودکامه )

آدم با خود مداری ( خود راه بری ) پایین ، سرزنش گر و گناه به گردن دیگران انداز ، نامطمئن ، درمانده ، بی هدف ، واکنشی ، منفعل ، پر آرزو و حسرت و رویا پرداز و بی چهارچوب و سامان است.چنین فردی کردارهای ناواقع گرایانه داشته و دچار کاستی در راهنمایی و هدایت درونی ست. ( مانند چهار شخصیت بی قرار ، دمدمی مزاج و سیکلوتایمیک ؛ وابسته ؛ افسرده و ملانکولیک ؛ و خرافه پرور ، آشفته و اسکیزوتایپال )

همکاری و همیاری داشتن ناهمگونی های قانون مندی آدمیان را می سنجد. افراد دارای هم یاری بالا به به سان بخشی پیوسته و همبسته با اجتماع انسانی می نگرند.چنین کسانی همدل ، شکیبا و بردبار ، سودمند و یاری گر ، بخشنده و با گذشت ، و بنیاد گرا هستند. ( مانند چهار شخصیت : وابسته ؛ سامان مند ؛ بی قرار ، دمدمی مزاج و سیکلوتایمیک ؛ و آفرینش گر ، روشن گر و نخبه ) این ویژگی ها برای افرادی که قرار است در کارهای گروهی و انجمن های اجتماعی شرکت کنند ، سودمند است اما شاید برای آن دسته کسانی که در ایستارها و شیوه های تک نفره باید کار کنند لزوم و ضرورت جدی نداشته باشند.

آدمیان دارای هم یاری پایین افرادی ناشکیبا ، نا حساس یا با حساسیت اندک ، خودخواه ، کینه جو و انتقام خواه ، فرصت طلب ، و یاری نا دهنده هستند. ( مانند چهار شخصیت : افسرده و ملانکولیک ؛ مستبد و خودکامه ؛ خرافه پرور ، آشفته و اسکیزوتایپال ؛ بد گمان ، متعصب و جزم اندیش ) 

خودفراروی ناهمگونی های آدمیان را کارکرد دادگستری ( قضایی ) شان ارزیابی می نماید. فراتر از خویش دیدن و پیمودن بازتاب اندازه ای ست که مردم به خودشان به سان یبخش پیوسته و همبسته از پیکره ی هستی می نگرند.

آدمیان دارای خود فراروی بالا ، افرادی خردمند ، آگاه ، بینش مدار و با کیاست ، آرام ، بی ادعا ، فروتن و فرمان بردار ، معنویت مدار و آرمان گرا ( ایده آلیست ) هستند. ( مانند چهار شخصیت : آفرینش گر ، روشن گر و نخبه ؛ بی قرار ، دمدمی مزاج و سیکلوتایمیک ؛ بد گمان ، متعصب و جزم اندیش ؛ و خرافه پرور ، آشفته و اسکیزوتایپال ) در حالی که کسانی که خود فرا روی پایینی دارند ، عمل گرا و مصلحت جو ( پراگماتیک ) ، بی نظر ( ابژکتیو ) ، شکاک و بدبین ، مادی گرا ( ماتریالیستیک ) و نسبی گرا یند. ( مانند چهار شخصیت : افسرده و ملانکولیک ؛ مستبد و خودکامه ؛ وابسته ؛ و سامان مند )

به « منش » از دیدگاه های گوناگون نگریسته شده است. در حالی که در الگوی روانی – زیستی ( سایکو بیولوژیکال )  بر درون مایه ی خودآگاه آن پا فشاری انجام می شود ، در برداشت های روان پویشی ( سایکو داینامیک ) به ویژگی های منش ( کاراکتر ) هم چون فرآیندهایی ناخودآگاه برآمده از مکانیزم های دفاعی می نگرند.

زیگموند فروید ویژگی های شخصیت را سرچشمه گرفته از تثبیت ( فیکسیشن ) در یکی از مراحل رشد روانی – جنسی ( سایکوسکشوال ) می دانست. برای نمونه او افراد منفعل و وابسته را تثبیت شده در مرحله ی دهانی و آدمیان وسواسی ، یک دنده ، لج باز ، با وجدان و خشک و خسیس را تثبیت شده در مرحله ی پسگاهی ( مقعدی ) می دانست. ویلهلم رایش واژه ی « زره ( سپر ) ی منش » را بیان نمود. اشاره ی او بدان نکته بود که آدمی برای پاسداری از خویش در برابر تکانه های درونی ناگوار و هم چنین لرزه و دلشوره ( اضطراب ) پدید آمده در روابط و بر هم کنش های بین فردی شان در پشت این زره ( سپر ) پناه می گیرند. هر اختلال و نیز صفت پر رنگ شخصیت ، دارای شماری دفاع های روانی ویژه ی خود است که درمان گر با شناخت آن ها می تواند اختلال و ویژگی منش فرد را شناسایی کند.برای نمونه فرد دارای اختلال ( و نیز صفت پر رنگ ) شخصیت اسکیزوئید ( جدایی گزین ) از سامانه ی دفاعی انزوا برخوردار است ، در حالی که آدم پارانوئید ( بدگمان ) از برون فکنی بهره می جوید.

اگر زره ( سپر ) دفاع ها سودمند و اثر بخش باشد ، فرد دچار اختلال شخصیت می تواند بر مشکلاتی هم چون اضطراب ، افسردگی ، خشم ، شرم و گناه چیره آید پس کردار های خود را هم آوا و هم خوان با خودساره ( ایگو ) ی خود یافته ، از اثر ناگواری که این گونه کردار بر دیگران و پیرامون می گذارد ، غافل می شوند. چرا این کردار به سبب هماهنگی با خودساره ( ایگو ) شان برای آنان – بر خلاف پیرامونیان – رنج و دشواری و عذابی فراهم نمی سازد.  

مکانیزم دفاعی ، فرآیند ذهنی ناخودآگاهی ست که خودساره ( ایگو ) ی آدمی آن را به کار می گیرد ا بر تعارض و گره ی میان چهار سوی بنیادین زندگی درونی اش چیره شود. این چهار قطب عبارتند از : غریزه ( خواسته یا نیاز ) ، واقعیت ، افراد مهم زندگی ، و وجدان. دفاع های روانی این توان را دارند که در افراد دچار اختلالات و صفات پر رنگ شخصیت احساسات ناخوشایند هم چون اضطراب و افسردگی را به کلی از بین ببرند و باعث تقویت و تایید پندارها و استواری و الگو شدن کردارهای ایشان شوند. یکی از مهم ترین دلایلی که این گونه افراد تمایل و درخواستی برای تغییر کردارهای خود ندارند ، همین است دست کشیدن از هر دفاع به بهای افزایش اضطراب و افسردگی خودآگاهانه ی ایشان می انجامد. نکته ی شگفت انگیز این است که در بسیاری از موارد اختلال شخصیت فرد در عین مشکل دار شدن روابط بین فردی اش ، از کارکرد حرفه ای خوب و حتا بالایی برخوردار است که این نیز به مقاومت بیشتر این افراد در برابر ارزیابی های تشخیصی و رویکردهای درمانی می انجامد.

 در ادامه ی این مبحث « روان » و « انگیزش » را توصیف نموده و سپس با جدا کردن ویژگی ( تریت ) شخصیتی از اختلال شخصیت ، به بیان هر شخصیت خواهم پرداخت.

 

 

*روانپزشک و درمانگر مشکلات جنسی ، زناشویی و خانوادگی

شخصیت و ما ایرانیان ( بخش دوم ) : صفحه ی پزشکی روزنامه ی اعتماد

 

شخصيت و ما ايرانيان - بخش دوم

 

از سرشت تا شخصيت
 
 
 

 

دکتر بهنام اوحدي*


شخصيت از ديدگاه روان پزشکي به معناي الگوي کلي است که کردار و شيوه بيان احساسات و تجربيات درون ذهني آدمي را مي شناساند. از اين رو تماميت وجودي آدمي را در هر دو جنبه اجتماعي و شخصي زندگي او نمايان ساخته و توصيفي کلي و همه سونگر از او بازگو مي کند. به بيان ديگر، شخصيت بازتابي از پيش بيني هايي ويژه درباره چگونگي و شيوه رفتار افراد در شرايط گوناگون است و سرنخ هايي پيرامون توانايي ها و ناتواني هاي پنداري و کرداري ايشان در زندگي نشان مي دهد.

شخصيت همچون گرايش جنسي، پيوستارگونه (طيف مدار) است و از ويژگي (تريت) آغاز شده تا ويژگي پررنگ و سپس اختلال شخصيت ادامه مي يابد.

هر آدمي، همچون ديگر پستانداران و بلکه جانوران، دست کم داراي يک يا چند دسته صفت شخصيتي در اندازه ويژگي است و هيچ کس نمي تواند خود را از ويژگي هاي شخصيتي نابرخوردار و رها بداند و بشناساند.

براي فهم بهتر اين مطلب، نمونه يي را بيان مي کنم؛ گربه يي در خانه يا مجتمع شما نوزاد مي آورد. پس از چند هفته که بچه گربه ها چشم باز کردند و به راه و جست وخيز و شيطنت افتادند شما از داستان اين زايمان آگاه مي شويد و براي تماشاي بچه گربه ها به سوي لانه و پناهگاه آنها مي رويد. آيا همه بچه گربه ها در برخورد با شما و همراهان تان برخوردي يکسان دارند؟ يکي فرار را بر قرار برتري مي بخشد، ديگري به پيش مي آيد و چنگ و دندان هاي شيري اش را بي باکانه نشان دلاوري مي سازد، ديگري بر پشت مي خوابد و ناز و کرشمه در پيش مي گيرد و يکي هم بي اعتنايي پيشه کرده و به نيمه باز کردن يک چشم بسنده مي کند و چندان تحويل تان نمي گيرد،

الگوي کرداري سگ ها، ميمون ها، کوسه ها و... نيز از يکي به ديگري متفاوت و ناهمگون است. در اجتماع و دنياي آدميان نيز شيوه هاي رفتاري و بنيان هاي شناختي و ذهني افراد، درون مايه ها و درخشش هاي گوناگون دارد.

به راستي شخصيت آدمي چگونه پديد مي آيد؟ نقش عوامل زيستي (بيولوژيک) در آن ژرف تر، سترگ تر و نيرومندتر است يا عوامل محيطي، پرورشي و به اصطلاح رواني - اجتماعي (سايکوسوشيال) و تا چه اندازه دگرگوني پذير و اين رو و آن رو شدني است؟

بيان تعريف جامع و توصيف کامل شخصيت و اجزاي زيستي، رواني و اجتماعي آن به گونه يي کوته وار و گزيده نگاشت بي گمان نه تنها دشوار که گيج کننده است. از اين رو در اين نوشتار کوشش من بر بيان پيش نيازهاي لازم و کافي مبحث «صفات (ويژگي ها) و اختلالات شخصيت» خواهد بود و از شرح بي کم وکاست نکات و جزئيات تخصصي (که در شکيبايي توده اجتماع نمي گنجند) پرهيز خواهم کرد.

به طور کلي، شخصيت را پديد آمده از دو بخش «سرشت» و «کاراکتر» مي دانند. هرچند در ديدگاه هاي نوين، «انگيزش (انگيختگي)» و «روان (در معنا و مفهوم هوشياري، آگاهي از خويشتن يا درون مايه روحاني)» را نيز از زيرساخت هاي شخصيت بيان مي کنند.

سرشت، زيرمجموعه ژنتيک و زيست چهره شخصيت است که به باور پژوهشگران گوناگون از چهار تا حتي هفت نسل پيش تر آدم برايش به ارث مي رسد. تاکنون چهار سرشت (مزاج) زيرساختاري در شخصيت آدمي تعريف شده است؛ 1- پرهيز از آسيب 2- جست وجوي تازگي (نوجويي)

3- وابستگي به پاداش 4- پايداري و استواري.

هر يک از اين چهار سرشت مي توانند ابعاد ويژه خود را داشته باشند و رها از ديگري، بالا، پايين يا متوسط باشند. براي نمونه، پرهيز از آسيب بالا به ترس، نگراني، شرم، بدبيني و دورانديشي مي انجامد و دوري از آسيب پايين به دلاوري، بي باکي، خونگرمي، خوش بيني و کردار بي درنگ. تازه خواهي بالا، کندوکاو پيرامون، کردار تکانشي، ولخرجي، خوشي خواهي و برانگيختگي بسيار را در پي دارد و نوجويي پايين به توداري و درون گرايي، کردار و گفتار سنجيده، مقتصدانه پول خرج کردن و خويشتنداري مي انجامد.

وابستگي به پاداش بالا سبب مي شود که آدمي، همدل، احساساتي، گشاده رو، پرحرارت، دلبسته و وابسته باشد و وابستگي به پاداش پايين، آدمي را بي تفاوت و کم تفاوت، سرد، نجوش، مستقل و خودايستا مي کند.

پايداري و استواري بالا به سختکوشي، قاطع و راسخ عمل کردن، پرشور و کمال گرا بودن مي انجامد و پايداري و استواري پايين، تنبلي و کم کاري، لوس و سست اراده و نيرو بودن و بسنده کردن به واقعيت جاري را پديد مي آورد.

براي هر يک از چهار سرشت زيست شناختي که بيان شد، پيام رسان هاي عصبي مغزي (نوروترنس ميترها)، جايگاه هاي کارکردي مغزي و حتي کروموزوم ها و جايگاه هاي ژني ويژه يي هويدا شده است که اندازه جنب وجوش و حضور آنها با بالا، پايين و ميانه بودن هر يک از اين چهار سرشت نسبتي مشخص دارد. براي نمونه، گابا و سروتونين رافه پشتي مغز را با پرهيز از آسيب، دوپامين مغز را با نوجويي، نوراپي نفرين و سروتونين رافه مياني مغز را با وابستگي به پاداش و گلوتامات و سروتونين رافه پشتي مغز را با پايداري و استواري آدمي (و ديگر پستانداران) مرتبط مي دانند. اين چهار سرشت زيست ساختار و ژن بنياد به گونه يي نزديک با چهار هيجان بنيادين يعني ترس (پرهيز از آسيب بالا)، خشم (نوجويي بالا)، دلبستگي (وابستگي به پاداش) و آزخواهي و جاه جويي (پايداري و استواري بالا) پيوسته و همبسته اند. اين چهار سرشت را آدمي از ديرباز، بسته به اندازه، به نام ها و واژگاني ديگر شناخته است؛ بلغمي (پايداري و استواري بسيار)، سودايي (نوجويي و تازه خواهي سرشار)، دموي (وابستگي فراوان به پاداش) و صفراوي (پرهيز از آسيب بالا).

ناهمگوني هاي سرشتي که هنگام زاده شدن نااستوار باقي مانده اند گرايش بدان دارند که طي دومين و سومين سال زندگي راسخ و استوار شوند. در پژوهشي انجام شده در شمار فراواني از کودکان سوئدي هويدا شد که ارزيابي و سنجش اين ويژگي هاي سرشتي در پايان دهه نخست زندگي به خوبي مي تواند بازگو و پيش بيني کننده ويژگي هاي شخصيتي سنين پانزده، هجده و بيست و هفت سالگي باشد. به گونه يي تکرارپذير ديده شده که اين چهار بعد سرشتي زيست بنياد در سامانه هاي نژادي، فرهنگي و سياسي ناهمگون، ارثي، يک جور و گيتي مدار بوده و در آغاز زندگي خيلي زود خود را نمايان مي سازند. در بيشترين اندازه دو سوي بالا و پايين اين چهار سرشت، در برهم کنش با پيرامون هم سود و هم زيان رخ مي دهند. از اين رو بالا و پايين بودن به خودي خود سازش مدارانه و سودمند دانسته نمي شود.

اما سرشت زيست بنياد آدمي به تنهايي شخصيت او را پديد نمي آورد. آنچه فرد در فرآيند تربيت و آموزش و پرورش در خانه و کوچه و مهد و دبستان و مهماني و خودماني مي آموزد و در ياد ماندگار مي سازد و سپس با پاداش يا بي اعتنايي فراگير، ريشه دار و استوار شده يا با کيفر يا بي اعتنايي، دچار فرومايگي و فروپاشي مي شود نيز بسيار مهم و سرنوشت ساز خواهد بود. همين هاست که آرام آرام طي دهه نخست و دوم زندگي و از طريق فرآيندهاي شناختي ذهن، «کاراکتر» (مشخصه) آدمي را مي آفرينند. چيستي و چگونگي برهم کنش «کاراکتر» با سرشت، سرنوشت شخصيت آدمي را پديد مي آورد. بعدها همين «شخصيت» است که با سود جستن از «اختيار» آدمي، در چالش و کشمکش با «جبر» روزگار، سرنوشت او را رقم مي زند. در ادامه مبحث «شخصيت و ما ايرانيان» و پايان اين مجموعه نوشتار، به چيستي و چگونگي چالش و کشمکش «جبر» و «اختيار» و چيرگي آن يک بر ديگري نيز دست خواهيم يافت. اما اکنون گزيري جز شکيبايي نيست.
 


*روانپزشک و درمانگر مشکلات جنسي، زناشويي و خانوادگي

آغاز به کار واحد « کتاب درمانی (Book therapy ) » کلینیک دکتر بهنام اوحدی

 

پیشگفتاری بر کارگاه آموزشی « کتاب درمانی »

 

 

عشق به کتاب ، از نخستین عشق ها و دلبستگی هایم ، پس از عشق به آدمیان ، آسمان ، آب ، گیاهان و جانوران ، موسیقی ، تلویزیون و سینما بوده است.

 سال هاست  که کتاب درمانی را برای مراجعانم آغاز کرده ام. بسیار پیش تر از فیلم درمانی ، موسیقی درمانی ، بولینگ درمانی ، رقص درمانی ، یوگا درمانی و درمان با حیوانات و گیاهان آپارتمانی؛ حتا پیش از آن که گام به دوره ی دستیاری ( رزیدنتی ) تخصصی روان پزشکی در بیمارستان روزبه دانشگاه علوم پزشکی تهران گذارم. اما همیشه منتظر آن هنگامی بودم که با بازگشایی مطب شخصی خودم ، بتوانم واحد « کتاب درمانی » را در آن جا پایه گذاری کنم. اکنون و پس از گذشت یازده سال از دوران طبابتم ، کامیاب شدم تا به این آرزوی دیرینه ی خود دست یابم.

بیش از یکصد عنوان کتاب « روان شناسی و روان پزشکی به بیان ساده برای همگان » - که از سوی ناشران گوناگون منتشر شده است - را برای مراجعان مطبم در دسترس قرار داده ام تا آنان در این وانفسای ترافیک و بی وقتی تهران بزرگ ، مجبور به رفتن به خیابان انقلاب و میدان ولی عصر و زیر پل کریم خان نشوند. هر بار که می پرسیدم که چه اندازه از فلان کتاب توصیه شده را خوانده اند ، بهانه می آوردند که هنوز نتوانسته اند یا وقت نکرده اند برای فراهم کردن کتاب ها به خیابان انقلاب بروند !

گاهی راست می گفتند و گاهی بهانه می آوردند. به هر حال ، کتاب خریداری نمی شد ، تا چه رسد به آن که خوانده شود.

اکنون و برای همگان – ونه فقط مراجعان روان پزشکی ، زوج درمانی ، خانواده درمانی و یا سکسولوژی من – مجموعه ای از بهترین کتاب های روان شناسی و روان پزشکی عمومی در مطب من در دسترس همگان قرار گرفته است. به خود می بالم که عشق دیرین من به کتاب بدان انجامیده است که بخش ولو کوچکی از مطبم ، به واحد « کتاب درمانی » ای شایسته و بایسته تبدیل شده است.

کم کم و هر از چند گاهی خواهم کوشید که هر یک از کتاب های این مجموعه را در بخش های « کتاب خانه » و « کتاب درمانی » فهرست عناوین آرشیو موضوعی وبلاگم معرفی کنم ، اما اکنون فقط به آوردن نام کتاب و نام ناشر آن بسنده می کنم. البته بیش از هفتاد عنوان کتاب به زودی به این مجموعه افزوده می شود که در فهرست بعدی ( دوم ) درج خواهم کرد.

مراجعه برای خرید این کتاب ها ، آزاد است. به امید آن روز که پروردگار بخشنده ی مهربانم یاری ام کند تا بتوانم کتاب فروشی ای با نام انتشارت مان - « صادق هدایت » - در یکی از دکان های کنار پیاده رو مجتمع مطبم – ساختمان صورتی – پدید آورم. کتاب فروشی ای که فقط منحصر به کتاب های روان شناسی و روان پزشکی نباشد و ادبیات و تاریخ و هنر و اندیشه و ..... را هم در بر بگیرد. برای آن هنگام لحظه شماری می کنم.

فهرست ( نخست ) نام و عنوان کتاب های قابل خرید از واحد « کتاب درمانی » کلینیک  دکتر بهنام اوحدی و انتشارات صادق هدایت :

1-      تمایلات و رفتارهای جنسی انسان ( انتشارات صادق هدایت )

2-      احساسات و پاسخ های جنسی انسان ( انتشارات صادق هدایت )

3-      پنج گفتار در بیان روانکاوی ( انتشارات صادق هدایت )

4-      روان شناسی اینترنت ( انتشارات صادق هدایت )

5-      مهارت های زناشویی ( انتشارات کتابکده دانشگاهی )

6-      چگونه اعتماد به نفس کودکان را تقویت کنیم ( نشر بهمن )

7-      آنچه زنان می خواهند مردان بدانند ( نشر معیار )

8-      رویارویی با افراد ناهنجار ( نشر اوحدی )

9-      عشق ، ازدواج و ارتباط جنسی ( نشر اوحدی )

10-  روابط مخرب ( نشر اوحدی )

11-  غلبه بر خشم ( نشر اوحدی )

12-  چرا مردها هرگز به یاد نمی آورند و زنان هرگز نمی بخشند ( نشر اوحدی )

13-  عادت ها از تو می گویند ( نشر حوض نقره )

14-  رهایی از ترس ( نشر پیک بهار )

15-  دوست بدارید اما لوس نکنید ( نشر پیک بهار )

16-  مهر طلبی ( نشر پیک بهار )

17-  درمان احساسات ( آشیانه کتاب )

18-  شوهر تنبل ( نشر پیک بهار )

19-  بازسازی روابط زناشویی ( نشر فرادیدنگار )

20-  الیام دل های شکسته ( نشر فرادیدنگار )

21-  به بچه ها چه بگوییم ( نشر مروارید )

22-  ازدواج موفق ( نشر مروارید )

23-  هنر درمان ( نشر کاروان )  { کتابی تخصصی و بسیار سودمند برای روان پزشکان ، روان شناسان و مشاوران ، که آن را نه برای عموم که برای شاگردان کلاس های آموزشی تخصصی کلینیک فراهم آورده ام }

24-   درمان شناختی – رفتاری اختلالات جنسی ( نشر پیک فرهنگ ) {  کتابی تخصصی و بسیار سودمند برای روان پزشکان ، روان شناسان و مشاوران ، که آن را نه برای عموم که برای شاگردان کلاس های آموزشی تخصصی کلینیک فراهم آورده ام }

25-   فنون شناخت درمانی ( نشر دانژه ) {  کتابی تخصصی و بسیار سودمند برای روان پزشکان ، روان شناسان و مشاوران ، که آن را نه برای عموم که برای شاگردان کلاس های آموزشی تخصصی کلینیک فراهم آورده ام }

26-   پنج زبان عشق : راه حل های عاشقانه ( نشر ویدا )

27-  چگونه با کودکم رفتار کنم ؟ ( نشر مروارید )

28-  مردان مریخی ، زنان ونوسی ( نشر ذهن آویز )

29-   لحظه های واقعی ( نشر معیار )

30-  رازهایی درباره ی زنان ( نشر نسل نواندیش )

31-  آیا تو آن گمشده ام هستی ؟ ( نشر نسل نواندیش )

32-  رازهایی درباره ی عشق ( نشر نسل نواندیش )

33-  1001 پرسش که می بایست قبل از ازدواج به آن پاسخ داد ( نشر نسل نواندیش )

34-  به آن مرد تلفن نکن ( نسل نواندیش )

35-  آنچه زنان و مردان نمی دانند ( نشر نسل نواندیش )

36-  پسران مریخی ، دختران ونوسی ( نشر نسل نواندیش )

37-  از باربارا بپرسید ( نشر نسل نواندیش )

38-  هنر گفتگو با هر کس ، در هر جا ( نشر نسل نواندیش )

39-  مسیری به سوی شادمانی ( نشر نسل نواندیش )

40-  رازهایی درباره مردان ( نشر نسل نواندیش )

41-  لحظه های ناب و حقیقی ( نشر نسل نواندیش )

42-  عزت نفس داری ؟ ( نشر نسل نواندیش )

43-  روانشناسی عزت نفس ( نشر نخستین )

44-  من می توانم قلب شکسته شما را التیام بخشم ( نشر سیمای دانش )

45-  سرزنش نکنید ، عشق بورزید ( نشر نسل نواندیش )

46-  نقش قیافه ظاهری در روابط عاطفی و اجتماعی ( نشر نسل نواندیش )

47-  ذهنیت تان را تغییر دهید تا زندگی تان تغییر کند ( نشر نسل نواندیش )

48-  نیازهای مردان ، نیازهای زنان ( نشر نسل نواندیش )

49-  بازگشت به عشق ( نشر نسل نواندیش )

50-  قوانین روابط موفق ( نشر نسل نواندیش )

51-  راز سازگاری در زندگی زناشویی ( نشر نسل نواندیش )

52-  زن ، مرد ، ارتباط ( نشر دایره )

53-  رازهایی درباره زندگی که هر زنی باید بداند ( نشر معیار )

54-  عشق هرگز کافی نیست ( نشر ذهن آویز )

55-  راه نفوذ بر دلها ( نشر ذهن آویز )

56-  مادر و پسر ( نشر بهمن )

57-  پدر و دختر ( نشر بهمن )

58-  پدر و مادر و فرزند دوره خردسالی و ابتدایی ( نشر بهمن )

59-  پدر و مادر و فرزند دوره دبیرستان و پس از آن ( نشر بهمن )

60-  مادر و دختر ( نشر بهمن )

61-  راه غلبه بر وسواس های جبری ( نشر فردوس )

62-  غلبه بر وسواس ( نشر رشد )

63-   آشنایی با مهارت های زندگی ( نشر درسا اندیش )

64-  مرا نمی فهمی ( نشر دایره )

65-  استرس خوب / بد / زشت ( نشر دایره )

66-  روان شناسی افسردگی ( نشر دایره )

67-  هر فکری را زیاد جدی نگیر ( نشر هیرمند )

68-  چگونه حرف بزنیم تا نوجوانها گوش بدهند و ... ( نشر مهر )

69-  از مردها چه می دانی ؟ ( نشر مهر )

70-  سوگ کودکان ( نشر پوینده )

71-  کمک ! من عاشق یک خودشیفته هستم ( نشر پوینده )

72-  شخصیت عصبی زمانه ما ( نشر بهجت )

73-  اراده کافی نیست ( نشر بهجت )

74-  عصبیت و رشد آدمی ( نشر بهجت )

75-  دشواریهای گفتگو ( نشر پیکان )

76-  پیوند زناشویی تان را محکم کنید ( نشر دنیس )

77-  زندگی یعنی گفت و گوی صمیمانه و بدون خشونت ( نشر ذهن آویز )

78-  زندگی یعنی آشتی کردن با خود و دیگران ( نشر آسیم )

79-  زوج درمانی ( نشر آسیم ) { کتابی نیمه تخصصی و بسیار سودمند برای روان پزشکان ، روان شناسان و مشاوران ، که آن را نه برای عموم که برای شاگردان کلاس های آموزشی تخصصی کلینیک فراهم آورده ام }

80-  زندگی خردمندانه ( نشر آسیم )

81-  هفت اصل اخلاقی برای موفقیت در ازدواج ( نشر آسیم )

82-  زندگی یعنی ساختن کاشانه ای گرم و صمیمی ( نشر ذهن آویز )

83-  رازهای مردان ( نشر آسیم )

84-  مهارت های زندگی ( نشر ذهن آویز )

85-  چگونه با هر کسی صحبت کنیم ( نشر ذهن آویز )

86-  وقتی اضطراب حمله می کند ( نشر ذهن آویز )

87-  نجات رابطه ( نشر ذهن آویز )

88-  هفت اشتباه بزرگ پدر و مادر ( ذهن آویز )

89-  رهایی از استرس ( نشر آسیم )

90-  روش های پیشرفته روابط زناشویی ( نشر علمی )

91-  بخشودن ( نشر درسا )

92-  طرز فکر معتاددار ( نشر بیطرفان )

93-  دوازده گام ترک عادت های ناپسند ( نشر بیطرفان )

94-   روش برخورد با افراد تندخو ( نشر درسا )

95-  دیگر هیچ کس نمی تواند مرا نادیده بگیرد ( نشر آفرینش )

96-  اختلالات اضطرابی ( مجموعه کتابهای سفید – انتشارات فنی ایران )

97-  آشنایی با بیماریهای روانی ( مجموعه کتابهای سفید – انتشارات فنی ایران )

98-  درباره افسردگی  ( مجموعه کتابهای سفید – انتشارات فنی ایران )

99-  آشنایی با استرس ( مجموعه کتابهای سفید – انتشارات فنی ایران )

100- سلامت روان  ( مجموعه کتابهای سفید – انتشارات فنی ایران )

101- جدایی و طلاق والدین ( مجموعه کتابهای سفید – انتشارات فنی ایران )

102- مرگ والدین ( مجموعه کتابهای سفید – انتشارات فنی ایران )

103- آشنایی با اختلال بیش فعالی کودکان و بزرگسالان ( مجموعه کتابهای سفید – انتشارات فنی ایران )

104- درباره ی اسکیزوفرنی ( مجموعه کتابهای سفید – انتشارات فنی ایران )

105- راهنمای آزاد اندیشی ( مجموعه کتابهای سفید – انتشارات فنی ایران )

۱۰۶- امان از دست نگرانی ( مجموعه کتابهای سفید – انتشارات فنی ایران )

107- از حال بد به حال خوب ( نشر آسیم )

108- لطفا گوسفند نباشید ( نشر آسیم )

109- وضعیت آخر ( نشر آسیم )

110-  چرا مردان گوش نمی دهند و زنان نمی توانند نقشه بخوانند ( نشر آسیم )

111-  SOS  کنترل هیجانات ( گروه بهداشت روان کلینیک آتیه )

112- SOS راهنمای فرزند پروری ( گروه بهداشت روان کلینیک آتیه )

۱۱۳-  انسان در جستجوی معنی ( نشر درسا )

۱۱۴-  غیرممکن کمی دیرتر ممکن است ( نشر درسا )

نشانی واحد « کتاب درمانی » دکتر بهنام اوحدی : تهران – خیابان ولی عصر – روبروی پارک ملت – پنجاه متر بالاتر از بازار صفویه – بین کوی آرامش و خیابان ناهید غربی – ساختمان صورتی – طبقه چهارم – واحد بیست و هفت – کلینیک سکسولوژی و روان پزشکی دکتر بهنام اوحدی ( Dr.ohadi's Tehran Sex Clinic  ) – تلفن : 22017371 / 22055356 / 22053817 ( مراجعه : از دو تا نه بعد از ظهر { و پیش از ظهرها با تماس تلفنی قبلی } )

 

 

سفر به کرانه ی آب و آفتاب و آرامش ( مالدیو ) : بخش دهم

 

 

 

خطوط هوایی قطرایرلاین ( القطریه )

 

 

هنگام پروازمان از دوحه به سوی مالدیو در اقیانوس هند فرا رسید.

دیگر از فرودگاه دوحه خسته شده بودم. پنج ساعت نشستن بر صندلی و بی هدف گشتن در میان فری شاپ - که مرا با سه چهارم آن : مشروبات الکلی ، سیگار و لوازم آرایشی زنانه ، کاری نبوده و نیست - خسته کننده است؛ اما آن چه که مرا درمانده ساخته بود ، افسوس ژرف و جانکاهی بود که چرا چنین ترافیک ترانزیت هوایی بین امللی و درآمد سرشار آن باید از آن دوحه و دوبی باشد و تهران و اصفهان و شیراز و بندرعباس از آن محروم و نابرخوردار باشند.

نوستالژی خاطرات دوران کودکی ام از فرودگاه قدیم اصفهان ، در منتهی الیه جنوبی پل خواجو و خیابان فیض در ذهنم بارها و بارها مرور می شد که ما در ۱۹۷۵ چه  داشتیم و اکنون این عرب ها دهه ها از ما به پیش افتاده اند و ما را در رسیدن به آن ها نه تنها شتاب نیست که درنگ و سستی و بی خیالی ای سترگ است !!

پاسپورت های مان چک شد و همراه با دیگر مسافران پرواز دوحه - ماله سوار هواپیمای خطوط هوایی القطریه شدیم. در هواپیما جز ما ، یک زن و شوهر جوان ایرانی دیگر هم بودند. نام هتل شان را که پرسیدیم ، نفسی به راحتی کشیدم.

مالدیو را از این رو برای سفر تابستانی مان برگزیده بودیم که برخلاف سفر نوروزی مان به تایلند ، تا آن جا که ممکن است از دیدن هم میهنان ارجمند و کردارهای شگفت بر انگیز بسیاری ( نه برخی ) شان محروم باشیم !! سواحل زیبای مدیترانه ای ترکیه و مارماریس را ، با وجود همه ی نوستالژی های دوران نوجوانی ۱۳۶۶ و ۱۳۶۷ من از همین رو کنار گذاشته بودیم.

البته من سفر هم میهنان به بانکوک ، پوکت و پاتایا را - ولو خانوادگی به همراه کودکان و نوجوانان شان - بسیار مثبت می دانم و به همه ی هم میهنان ارجمند که هم اکنون مشغول اندیشیدن برای برگزیدن جایگاه سفر زمستانی و نوروزی هستند ، به گونه ای جدی و پافشارانه پیشنهاد می نمایم. زیبایی طبیعت خداوندی ، همزیستی مسالمت بر انگیز ، آرامش و نوعدوستی ، و برنامه ریزی برای وجود سرگرمی های فراوان از جمله دلایل من برای چنین پیشنهادی هستند. 

بیشتر پرسنل فرودگاه دوحه ، غیر عرب و از کشورهای گوناگون آسیایی - به ویژه آسیای جنوب شرقی بودند. بسیاری از آن ها تایلندی و سپس هندی و .....بودند.

 

 

خطوط هوایی قطر ( QATAR AIRWAYS )

 

شمار هواپیماهای خطوط هوایی قطرایرلاین - یا آن گونه که خود می نامند : القطریه - که من بر روی این جا و آن جای باند و پارکینگ فرودگاه دیدم ، بیش از چهل فروند بود. اغلب هواپیماهای خط هوایی قطرایرلاین در فرودگاه دوحه ، هم بوئینگ ۷۷۷ و آخرین مدل های ایرباس های سری ۳۰۰ بودند؛ یعنی واپسین و پیشرفته ترین مدل بوئینگ و ایرباس. پذیرایی و برخورد مهمان داران آن هم بسیار خوب و شایسته است.

همه ی این ها باز مرا به یاد خاطرات فراوانم از فرودگاه قدیمی اصفهان و نیز فرودگاه مهرآباد تهران در دهه ی ۱۹۷۰ میلادی ( ۱۳۵۰ خورشیدی ) می انداخت. همه ی این لحظات برای من با افسوس و اندوه و آه می گذشت.

هواپیما به سوی آسمان تیز و چابک پر کشید. برای پیاده شدن از خط هوایی القطریه ( قطرایرلاین ) شتاب داشتم. نه این که خط هوایی بدی باشد؛ از این رو در رسیدن به مالدیو و پیاده شدن از این خط هوایی عربی شتاب داشتم که بار افسوس و اندوه و آه بر سینه ام گران شده بود. مودهای برآمده از طرحواره های شناختی پر آب و رنگ ترین درون مایه ی شخصیتی ام : افسرده - منتقد ( دپرسیو پرسونالیتی ) بدجوری بالا آمده و گریبانم را گرفته بود.

به همین دلیل است که تاکنون از سفر به دوبی و امارات متحده ی عربی خودداری و پرهیز جدی نموده ام. توان قیاس آن ها با خودمان و تماشای دهه ها پیشی گرفتن شان از ما که زمانی سده ها از آنان جلوتر بوده ایم ، را نداشتم.

باز جای شکرش باقی ست که آدمی در سده های اول و دوم و سوم خورشیدی زندگی نمی کند !!! سه سده ای که سیاه ترین سده های تاریخ ایران زمین بوده و شادروان عبدالحسین زرین کوب تنها توان و جسارت آن یافته که به بخش اندکی از آن در کتاب ماندگار « دو قرن سکوت » خود اشاره نموده و برای مان همچون آیینه ی عبرت به یادگار بگذارد.     

 

 

مالدیو

 

 

این نوشته ادامه دارد ..........  

چهاردهمین دوره ی کارگاه آموزشی تخصصی سکسولوژی بالینی و سکس تراپی دکتر بهنام اوحدی

 

 

در راستای کاهش و پیشگیری از آسیب های روانی - جنسی و اجتماعی ، چهاردهمین دوره ی کارگاه آموزشی تخصصی  « سکسولوژی بالینی و سکس تراپی  » دکتر بهنام اوحدی از هفته ی آینده ، هر سه شنبه از ساعت ۱۳ تا ۱۷ ، در مرکز مشاوره و آموزش تخصصی رها وابسته به انجمن دفاع از قربانیان خشونت برگزار می شود. 

در این کارگاه شصت ساعته ، که در پانزده جلسه ی چهار ساعته ، به گونه ی تخصصی برای دانش جویان و دانش آموختگان رشته های روان پزشکی ، روان شناسی ، مشاوره ، پزشکی ، مددکاری ، علوم تربیتی ، حقوق ، فلسفه ، جامعه شناسی و انسان شناسی برگزار خواهد شد ، کلیه ی مباحث و مشکلات جنسی - آمیزشی در حیطه ی سکسولوژی و سکس تراپی از دیدگاه های تاریخی ، روان پزشکی ، روان شناسی بالینی ، مشاوره و مددکاری ، زنان و زایمان ، یورولوژی و اندوکرینولوژی تدریس خواهد شد.   

دانش جویان و دانش آموختگان علاقه مند به شرکت در این کارگاه شصت ساعته می توانند برای ثبت نام به مرکز مشاوره و آموزش رها ، واقع در تهران ، خیابان فلسطین شمالی ، نرسیده به بلوار کشاورز ، کوی شهید میر سرابی ، شماره ی  ۱ مراجعه نموده و یا با تلفن های ۸۸۹۷۱۶۰۷ ، ۸۸۹۵۴۹۲۸ و ۸۸۹۶۴۹۴۳ تماس بگیرند.

بدیهی ست به دلیل محدودیت جای برگزاری کارگاه ، اولویت به ترتیب ثبت نام مراجعان خواهد بود.

به شرکت کنندگان در این کارگاه ، گواهی شرکت در کارگاه آموزشی تخصصی داده خواهد شد.

 

بهنجاری ( NORMALITY )

 

 

زیگموند فروید : بهنجاری ( NORMALITY ) افسانه ای ایده آل است.

کورت ایسلر : بهنجاری مطلق قابل دستیابی نیست ، زیرا فرد بهنجار باید از اندیشه ها و احساساتش آگاه باشد.

مانی کریل : بهنجاری توانایی دستیابی به بینش در درون خود است که این ظرفیت هرگز به طور کامل پدید نمی آید.

ملانی کلاین : ویژگی های بهنجاری عبارت است از توانایی و نیرومندی منش ، توانایی مدارا با هیجانات متعارض ، توانایی درک لذت و عشق ورزیدن بدون تعارض.

اریک اریکسون : بهنجاری توانایی چیرگی بر تکالیف دوره های گوناگون زندگی است.

هیتز هارتمن : بهنجاری کارکرد بدون تعارض ایگو است.

لورنس کویی : بهنجاری توانایی یادگیری از طریق تجربه ، انعطاف پذیری ، و سازش با تغییرات محیط است.

کارل منینگر : بهنجاری توانایی سازگاری رضایت آمیز با جهان بیرونی و چیرگی برتکلیف فرهنگ زدایی است.

آلفرد آدلر : بهنجاری توانایی برای پرورش احساس اجتماعی و مولد بودن است که با سلامت روانی ارتبا ط داشته و با ارتقای عزت نفس فرد را قادر به سازش با کارهای خویشتن می نماید.

اتو رنک : بهنجاری توانایی زندگی کردن بی ترس ، بی احساس گناه یا اضطراب ، و به عهده گرفتن مسئولیت رفتار و کارهای خویش است.

 

دختر رویاهایت : نمایی از تاریخ جنگ و سکسوالیته

 

 

دختر رویاهایت

 

عاشق فیلم و سینمایم؛ از همان کودکی بودم و از دوران نوجوانی که دستگاه های ویدئوی تی سون ( T 7 ) مان در اسارت پتو و نیازمند جاسازی در کنج خانه یا اتومبیل پر عهد و عیال بودند.

سال سوم ، چهارم پزشکی گهگاه به سرم می افتاد که پزشکی را رها کنم و به سینما روی آورم.

« دختر رویاهایت ( The Girl of your Dreams ) » را پیش از سفرمان به مالدیو به تماشا نشستم و از تم کمیک و در همین حال تراژیک آن فراوان لذت بردم.

اثری که با نگاهی طنز آمیز و هجو گونه به همکاری فرهنگی ، هنری ، ایدئولوژیک نظام فاشیستی اسپانیا به رهبری فرانکو با حکومت رایش سوم و دستگاه تبلیغاتی دکتر گوبلز پرداخته و در همین حال پرده از انحرافات جنسی و شهوانی حکومت گران آلمان نازی - مانند بسیاری از خودشیفتگان جامعه ستیز دیگر - بر می دارد.

در سایه ی این فیلم هجو گرایانه و مزاح آمیز ، که بر پایه ی رخدادی واقعی از جنگ جهانی دوم ساخته شده است ، ضمن مرور تاریخ شکنجه ، سرکوب ، کشتار و نسل کشی ایدئولوژیک در جهان ، به خوبی می توان با عرف مردمان اسپانیا ( اندلس از دست رفته ) و فرهنگ جنسی - زناشویی اروپا در هنگامه ی جنگ جهانی دوم نیز آشنا شد.

تماشای این فیلم را به دوست داران سینمای طنز آمیز و دلبستگان تاریخ ، به ویژه جنگ جهانی دوم ، و نیز تاریخ سکسوالیته پیشنهاد می نمایم. 

 

    دختر رویاهایت