روانپزشک و ما – هفته سی و ششم

 

آشنایی با هنر درمانی

 

هنر روان درمانی با هنر

 

 

دکتر بهنام اوحدی*

 

www.iranbod.com

 

با پایان پذیرفتن سری مقالات « فیلم ( سینما ) درمانی » که در آن ها به گونه ای مفصل به چیستی و چگونگی این سویه ی روان درمانی ، یعنی شتاب بخشیدن به روان درمانی شناختی – رفتاری و تحلیلی با فیلم ها و انیمیشن های سینمایی ، پرداختم ، اکنون جای آن دارد تا پیش از پرداختن به مبحث راهبردی و پر اهمیت « دارو درمانی » در روانپزشکی ، به گونه ای دیگر از روان درمانی بپردازم که پس از « نمایش درمانی ( سایکو دراما ) » و « کتاب درمانی » ، نزدیک ترین درمان به فیلم ( سینما ) درمانی بوده و هست. هنر درمانی ، گردآمده ( مجموعه ) ای از کاربردهای درمانی هنرهای دیداری ست که در آن به هنر ، به عنوان ابزاری از ارتباط نا کلامی نگریسته می شود. این واقعیتی انکارناپذیر است که در درازای تاریخ، آثار هنری همواره افزون بر پدید آوردن امکان تداعی و تفسیر ، توانسته اند به گونه ای سودمند و کارآمد به درک و حل گره ها و مشکلات هیجانی آدمیان یاری رسانند. اما این فقط یک روی سکه است؛ چرا که افزون بر آن ، درمان می تواند از خود روند و فرآیند هنری ریشه و سرچشمه گیرد. سودمندی و اثربخشی این مکتب از روان درمانی ، به این بستگی دارد که یک اثر هنری ویژه در درازای زمان ، چه اندازه نیرو برای حل تعارض های درون روانی فرد و همچنین تعارض های بین فردی در اجتماع بتواند از خود نشان دهد. پایه و بنیان کار هنر درمانگر ، در همه ی گونه های آن ، تبیین هنرهای دیداری به عنوان واسطه ای میان آموزه های درونی و بیرونی آدمی است.

آدریان هیل ، آموزگار هنرمند انگلیسی ، برای نخستین بار واژه ی « هنر درمانی ( Art therapy ) » را در سال 1942 بیان کرد. او در این راستا ، روند درمان را با بیمارانی آغاز کرد که در آسایشگاه مسلولان ، با او در یک اتاق بستری بودند. همزمان در ایالات متحده ی آمریکا نیز ، مارگارت نامبرگ در آغاز دهه ی 1940 در آزمایشگاه ایالتی روانپزشکی نیویورک ، زیر نظر روانکاوی به نام دکتر نولن ، پیشگام هنر درمانی شد. ادیت کارمر ، از دیگر پیشروان هنردرمانی کودکان در آمریکا بود. بعدها لورتا بندر و پل شیلدر نیز به مکتب هنر درمانی ایالات متحده پیوستند. از جمله پیشگامان هنر درمانی در اروپا ، می توان به لامبروسو ، سیمون و پرینس هورن اشاره کردکه نخستین پژوهش های درمانی را در آثار هنری بیماران بیمارستان های روانپزشکی پی گرفتند.

گسترش هنر درمانی در آمریکا ، تا اندازه ای به دلیل نفوذ فزاینده ی روان درمانی تحلیلی ( سایکودینامیک ) بر اندیشه ی روانپزشکان بود. در عمل ، رشد هنر درمانی با رشد روانکاوی همزمان و همبسته شد. اما امروزه ، نگرش هنر درمانگرانه ، اگر از چشم انداز « رفتار درمانی شناختی ( CBT ) » پر رنگ تر و فراگیرتر از « روانکاوی ( روان درمانی تحلیلی ) » نباشد ، کمرنگ تر هم نیست.

در هنر درمانی ، آن چه که در درجه ی نخست در راستای روان درمانی فرد از آن سود جسته می شود ، نه ارزش هنری و مهارت تکنیکی اثر ، که اثر بی درنگ ، یگانه و ویژه ای ست که در بیمار و مراجع پدید می آورد. از آن جا که آثار هنری که در راستای درمان از آن ها سود جسته می شود ، فقط به دلیل ارزش ارتباطی فوری شان ارزیابی می شوند ، بر رشد کامل آثار هنری معنایی ، پافشاری نمی شود. روش های هنری ای که به تعبیر و تفسیر خود به خود می انجامد ، به این پشتوانه و امید ارائه شده اند که درون مایه های ناخودآگاه ذهن بند سانسور رها شوند. درمان از راه تداعی های کلامی و جمع بندی آن ، مورد تفسیر قرار می گیرد. چگونگی رشد و گسترش و تقویت پدیده ی « انتقال » ( انتقال احساساتی که مراجع نسبت به افراد مهم زندگی اش دارد ، به درمانگر ) و همچنین کنترل و مهار آن ، نقش مهمی در هنر درمانی روانکاوانه ( تحلیل بنیاد ) دارد.

چون درمان به ارزش های ذاتی موجود در خود هنر وابسته است ، درمانگر می کوشد تا به مراجعان خود یاری رساند تا در اندازه ی توان شان ، به آفریدن آن گونه آثار هنری بپردازند که کیفیت بیانگری و ژرفای آن آثار ، برای دیگران هم قابل شناسایی باشد. در همین حال ، باید پیش چشم و ذهن داشت که آثار هنری ، به تناسب سن های گوناگون و مراحل رشد شناختی و هنری افراد ، برگزیده می شوند. درمانگر از پیشینه ی بالینی خویش برای پاسخگویی به پیام های پنهان و نمایانی که در سرشت هنر موجودند ، سود می جوید. همچنین هنر درمانگر به مراجعان یاری می رساند تا پذیرای جنبه هایی از وجودشان شوند که به آسانی توانایی پذیرش آن ها را نداشته اند. در کار بالینی « هنر درمانی » ، درباره ی اهمیت رفتار و نگرش هایی که به آن خو گرفته اند ، بحث می شود ، اما تفسیر سرراست ( مستقیم ) درون مایه ی ناخودآگاهی که در اثر هنری ، خود را پیش چشم و ذهن می نشاند ، به ندرت انجام می شود.

در واقع ، هنر درمانی به تنهایی و خودکفایانه ، عامل دگرگونی دقیق روان شناختی برشمرده نمی شود؛ بلکه هنر درمانی همچون نمایش درمانی ( سایکودراما ) و فیلم درمانی ، بر پایه ی مفهوم سازی ( کانسپچوالیزیشن ) و جمع بندی ( فرمولاسیون ) شناختی و یا تحلیلی ، و با فراهم آوردن زمینه ای از آموزه های نمادین ، روان درمانی را شتاب می بخشد. چنان چه نگرش ها ، شناخت ها یا رفتارهای نو آزموده شوند ، دستاوردهای درمانی رشد و ژرفا یافته ، جزء جدایی ناپذیر زندگی آدمی می شود.

امروزه هنر درمانی ، افزون بر بیمارستان های روانپزشکی دولتی و خصوصی ، مراکز نگهداری سالمندان ، موسسه های مددکاری و نوتوانی توانخواهان ( معلولان ) پیکری ، مدرسه های کودکان و نوجوانان استثنایی و زندان ها ، به مطب های خصوصی روانپزشکان و روانشناسان نیز راه یافته است. از دیگر کاربردهای هنر درمانی ، می توان به ارزیابی روان شناختی ، آموزش رواندرمانگران ، روان درمانی فردی متمرکز ، روان درمانی با گروه های خانوادگی ، ارزیابی پویایی های خانوادگی ، و برپا ساختن « هنر درمانی گروهی » ، که در آن از فرآورده ها و آثار هنری برای آغاز بحث های گروهی سود جسته می شود ، اشاره کرد. مرزهای بین هنر درمانی و دیگر کاربردهای آثار هنری ، به گونه ای پرهیز ناپذیر درهم آمیخته است ؛ بنابراین ، برنامه های تفریحی ، سرگرمی و نوتوانی به همان شیوه ی کار بالینی درمانگرانه ، از کوشش های هنری برای اهدافی بهره می گیرند که با اهداف هنر درمانی متفاوت هستند. نقاشی و مجسمه سازی ، آمادگی بیشتر و دامنه ی گسترده تری در راستای کاربردهای بالینی و درمانی دارند.               

 

 

*روانپزشک و درمانگر مشکلات جنسی ، زناشویی و خانوادگی