برای نخستین بار با واژه ی « موش های تونل » در جنگ ویتنام ، از طریق یکی از کتاب های دانیل استیل در ۲۰ سالگی آشنا شدم. از ۱۹ سالگی تا ۲۱ سالگی ، هر از چندی کتاب های دانیل استیل - به ویژه آن هایی که تمی جنگی داشت - را می خواندم. رک و راحت بگویم که برایم بسیار لذت بخش بودند.

آن هنگام هنوز دی وی دی نیامده بود؛ گذاشتن آنتن ۱۸۰ سانتی متری ماهواره و دیدن فیلم های استار پلاس هنوز فراگیر نشده بود و کانال استار پلاس هم همیشه فیلم های تاریخی و جنگی نشان نمی داد. سریال های تلویزیونی آن هم آبکی و زرد شبه خانوادگی بودند.

چنین بود که من تازه دانشجوی پزشکی شده ، کتاب های دانیل استیل که مربوط به هنگامه های تاریخی جنگ جهانی دوم و نیز جنگ های کره و ویتنام دانیل استیل را با اشتیاق می خواندم و ریشخند دختران و پسران همکلاسی - که می خواستند دیگر بزرگانه و دکتر وار رفتار کنند - را به حساب نمی آوردم. هر چهار ویژگی پر رنگ شخصیتی افسرده - منتقد ( دپرسیو ) ، خودشیفته ( نارسی سیستیک ) ، وسواسی - جبری ، و درخودمانده - تنهایی گزین ( اسکیزوئید ) و بیش فعالی همیشگی در این گونه رویکردهای جداگانه خوب یاری ام کرده و می کند !!

هنوز آن داستان های دانیل استیل را به یاد دارم ، گر چه نام کتاب ها از یادم رفته است. یکی از کتاب ها داستان پر شور و جانگداز عشق و عاشقی یک موش تونل جنگ ویتنام به دختری خبرنگار یا پرستار در پادگان بود که تمرکز از تکاور تونل ستاند و او را به کام گلوله ی موش ویت کونگ کشاند.

 

1968 ، موش های تونل

 

 

فیلم « ۱۹۶۸ ، موش های تونل ( Tunnel Rats ,1968 ) » ساخته ی 2007 و نوشته و ساخته ی یوه بول ، بر پایه ی رخدادهای واقعی جنگ ویتنام است و نماهایی واقع بینانه و نه ایدئولوژیک از این جنگ نابرابر - که به شکست مفتضحانه ی ارتش ایالت متحده ی آمریکا در برابر ویت کونگ های پشتیبانی شونده از سوی دو ارتش چین و شوروی ( روسیه ) انجامید - پیش چشم و ذهن می نشاند.

تماشای این فیلم جنگ ستیزانه ( ضد جنگ ) را به همه ی دوست داران تاریخ معاصر و سینمای جنگی - ضد جنگی و تاریخی پیشنهاد و سفارش می کنم.